Tuesday, July 04, 2006

مسلمان ايراني حيات را فرصتي براي كار مي‌داند

مهندس سيدعلي اكبر طاهايي معاون اموراجتماعي و فرهنگي وزارت كار و امور اجتماعي و فارغ‌التحصيل در رشته مهندسي صنايع است. به جز هفت‌سال سابقه معاونت اداري‌مالي و پشتيباني همين وزارتخانه، او تجربه نمايندگي مجلس و استانداري گيلان را در كارنامه خدمت خود ثبت كرده‌است.777
به نظر او مشكل اصلي بازار كار ايران اين است كه جوانان جوياي كار، مهارت‌هاي مورد نياز در اين بازار را دارا نيستند.77
د*آقاي مهندس، شما مي‌دانيد كه بهره‌وري نيروي انساني در ايران كم است، آيا اين به دليل مسائل فرهنگي و نگرشي نيروي كار است يا سايل عوامل موجب بروز اين مسئله شده‌است؟77
د-مسلما نبايد دليل اين مسئله را فرهنگي دانست، چراكه فرهنگ جامعه ما فرهنگي اسلامي است و اسلام به عنوان آييني جامع كه حاوي دستورالعمل‌هايي براي زندگي انسان و در عين حال كمال اوست، براي موضوع كار ارزش والايي قائل است. نيروي كار ايراني در مواقعي نشان داده‌است كه با بهره‌مندي از اين فرهنگ، توانسته‌است شگفتي ساز باشد كه نمونه آن را مي‌توانيم در مجاهدت‌هاي جوانان ايراني در دوران دفاع مقدس مشاهده كنيم.777

Saturday, May 27, 2006

كيفيت، در مصاحبه با رييس پژوهشگاه استاندارد

دكتر بهروز رياحي رييس پژوهشگاه استاندارد و مدير كل سيستم‌هاي كيفيت موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران است، وي تحقق جامعه‌اي با كيفيت را در گرو وجود انسان‌هايي با كيفيت مي‌داند.77
س: آقاي دكتر، تلاش براي وقوع انقلاب كيفيتي به عنوان يكي از برنامه‌هاي اصلي موسسه استاندارد اعلام شده است، آيا اين يعني تاكنون در كشور، كيفيت چنان مورد بي‌توجهي بوده كه اكنون به يك انقلاب نياز داريم؟

Saturday, May 13, 2006

غنيمي‌فرد بيكاري را مشكلي فرهنگي مي‌داند

دكتر هادي غنيمي‌فرد رييس شوراي مركزي شبكه خانه‌هاي صنعت و معدن ايران، راه حل بسياري از مشكلات اقتصادي و صنعتي كشور را در فرهنگ مي‌بيند و معتقد است كه براي اينكه كشور به سوي توسعه حركت كند، بايد بسياري مسايل اقتصادي را از زاويه فرهنگي نگريست.77
وي حتي اقتصاد را به نحوي تعريف مي‌كند كه بتواند از آن تفسيري فرهنگي ارايه دهد و هدف علم اقتصاد را نيز هدفي فرهنگي مي‌داند. تعريف او از اقتصاد چنين است: اقتصاد روشي است براي راحت كردن اعاشه مردم به بهترين شكل ممكن.77
علاوه بر اين غنيمي‌فرد فرهنگ را هم به شكلي اقتصادي تعريف مي‌كند و آن را موضوعي مرتبط با نيازهاي بشري مي‌نگرد. وي در اين باره مي‌گويد: "پس از آنكه شكل زندگي انسان‌ها از حالت گروه‌هاي اوليه جامعه خارج شد و جوامع متمدن‌تر انساني شكل گرفتند، مسئله فرهنگ در جوامع مختلف مطرح شد. در واقع اصل بر اين است كه نيازهاي يك انسان در زندگي اجتماعي‌اش برطرف شود و اينكه اين نيازها به شكلي بر طرف مي‌شوند؟ و اينكه انسان امکانات خود را چگونه با نيازهاي خود تطبيق مي‌دهد، مسئله مهمي بود كه آن را بعدا به عنوان فرهنگ مطرح شد."77
وي براي اينكه نظرش را بهتر توضيح بدهد اضافه‌ مي‌كند كه فرهنگ مردم در جامعه موجب مي‌شود كه آنان براي بدست آوردن امكاناتي به خشونت متوسل شوند يا به تعامل روي آورند؛ علاوه بر اين، فرهنگ افراد روش آنان را براي تخصيص منابع براي توليد مشخص مي‌كند و از سوي ديگر چگونگي مصرف در جوامع نيز امري است كه از فرهنگ آنان نشات مي‌گيرد.77
وي با آوردن دو مثال در اين باره تاثير فرهنگ بر مصرف را شرح مي‌دهد. وي مي‌گويد:" اينكه در جامعه ما نان را به عنوان يك شي قابل احترام تلقي مي‌كنند و آب را مهريه حضرت زهرا (س) مي‌دانند و در حفظ آن از آلودگي تلاش مي‌كنند نشان دهنده آن است كه مردم ما ارزش نان و آب را در حيات بشري به خوبي درك كرده‌اند."77
وي معضل بيكاري را نيز از اين زاويه بررسي مي‌كند كه جامعه‌اي كه در آن بيكاري به نحو گسترده‌اي وجود دارد، داراي مشكلي فرهنگي است، چرا كه نتوانسته است از توانايي‌هاي افراد خود در توليد و صنعت و براي رفع نيازهاي خود استفاده كند.777
وي در اين باره مي‌گويد: "وجود 12درصد بيكاري در كشور، نشان دهنده اين امر است كه ما نتوانسته‌ايم از شرايط و امكانات خود استفاده كنيم و نكته مهم در اين زمينه آن است كه ما با وجود اين كه به عنوان ملتي وطن‌دوست در جهان شناخته شده‌ايم و اين علاقه خود را در طول تاريخ در دفاع از كشورمان نشان داده‌ايم، حال نمي‌توانيم از اين همبستگي خود براي رفع مشكل بيكاري استفاده كنيم. در واقع دليل اين امر آن است كه ما از فرهنگ و هويت خود فاصله گرفته‌ايم. "777
وي كه دليل اصلي بيكاري در كشور را مصرف كالاي خارجي مي‌داند، معتقد است اگر مردم به هويت ملي خود علاقه‌مند باشند، به اين نتيجه مي‌رسند كه براي ايجاد اشتغال بايد از كالاهاي توليد داخل استفاده كنند. وي دليل محقق نشدن اين امر را نيز دليلي فرهنگي مي‌داند و در بيان دلايل بوجود آمدن شرايط كنوني مي‌گويد: بعد از پايان جنگ افرادي سودجو مانع بهره‌مندي مردم از ظرفيت‌هاي فرهنگي خود شدند و از شرايطي كه در زمان جنگ براي مردم بوجود آمده بود و به دليل كمبود، دسترسي مردم به بسياري از محصولات مقدور نبود، استفاده كردند و آنان را به استفاده از كالاي وارداتي سوق دادند، در حالي كه با پايان جنگ شرايط توليد اين كالاها در كشور، فراهم بود و توليدكنندگان داخلي توان برطرف كردن نياز بازارهاي داخلي را داشتند. البته افزايش قيمت نفت دست دولت را براي خرج كردن ارزهاي بدست آمده باز گذاشته بود و بسيار از منابع ثروت كشور بجاي اينكه براي سرمايه‌گذاري هزينه شود، صرف واردات شد."77
غنيمي‌فرد آگاه كردن مردم از سابقه صنعتي كشور را از مهم‌ترين روش‌هايي مي‌داند كه مي‌تواند آنان را به سوي استفاده از كالاهاي داخلي سوق دهد. وي در اين باره به توليد «جام‌جم» در حدود سه‌ هزار سال پيش در ايران اشاره مي‌كند و مي‌گويد: اگر مردم بدانند كه ملت ايران همان ملتي است كه در طول تاريخ، از صنايع پيشرفته‌اي بهره‌مند بوده است و علاوه بر تامين نياز‌هاي خود، محصولاتش را به ديگر كشورها صادر مي‌كرده‌است، اكنون نيز به صنعت كشور خود اعتماد مي‌كنند و از محصولات آن استفاده مي‌كنند.77
وي حتي معتقد است كه مصرف كالاي داخلي آن قدر مهم است كه توليد بي‌كيفيت بعضی از كالاهاي ايراني، نيز نبايد مانع آن شود. وي در اين باره مي‌گويد: مصرف كالاي خارجي راه حل مناسبي براي اين مشكل نيست، بلكه بايد مصرف كنندگان با مراجعه به تشكل‌هاي مختلف همچون تشكل‌هاي مصرف‌كنندگان و تشكل‌هاي صنعتي، معايب يك محصول بدون كيفيت را به آنان گوشزد كنند و از صنعتگران ايراني بخواهند با در نظر گرفتن حقوق مصرف كنندگان به توليد كالايي بپردازند كه به عنوان يك توليدكننده به آن افتخار كنند.77
وي مشكلات فرهنگي مرتبط با اقتصاد را تنها به مصرف محدود نمي‌كند و معتقد است كه بسياري از تشكل‌هاي صنعتي نيز به دليل نداشتن فرهنگ تشكل‌گرايي نتوانسته‌اند به وظايف خود در اين زمينه عمل كنند و به مسايلي پرداخته‌اند كه كمكي به حل مشكلات صنعت كشور كمكي نمي‌كند.77
وي با آوردن مثالي در اين باره مي‌گويد: گاهي مشاهده مي‌شود در يك همايش كه با هدف بيان موانع توليد در كشور برگزار شده‌است، درباره "نقطه‌سربه‌سري" سخن به ميان آيد، در حالي كه وظيفه يك تشكل با يك موسسه آموزشي متفاوت است و نبايد فرصتي كه از گردهمايي مديران صنعتي بوجود آمده است، به هدر رود. در واقع وجود اين نوع اتلاف منابع در ميان برخي از تشكل‌ها را بايد در نبود فرهنگ تشكل‌گرايي ميان آنان جست‌وجو كرد.77
غنيمي‌فرد كه به ضعف‌هاي شورای صنعت و فرهنگ در نيل به اهداف خود اشاره مي‌كند وي مي‌گويد: هدف از چنين شورايي بايد " برقراري پيوندي صحيح ميان صنعت و فرهنگ" باشد در حالي كه اين شورا به مسايلي ديگر مي‌پرداخت، مسايلي كه ما با آنها مخالف نيستيم، اما معتقديم محل طرح آنها در آن شورا نبود. آن شورا داراي ظرفيت‌هايي بود كه مي‌توانست بسيار مفيد واقع شود، اما متاسفانه از آن استفاده نشد.77
وي برقراري ارتباط ميان صنعت و فرهنگ را به بازگشت جامعه به هويت خود وابسته مي‌داند و معتقد است كه راه‌هاي بازيابي اين هويت موضوعي مهم است كه بايد در اين شورا مورد بررسي قرار گيرد و بايد نقايصي كه در برقراري اين ارتباط بوجود آمده را برطرف كرد.77
غنيمي‌فرد باآوردن چند مثال منظور خود را اين گونه توضيح مي‌دهد: وقتي كه به يك اتومبيل آلماني يا ژاپني نگاه مي‌كنيم، يك شخصيت آلماني يا ژاپني تجسم مي‌شود، وقتي كه يك فرش ايراني را نيز مورد توجه قرار مي‌دهيم، مي‌توانيم شخصيت هنرمند ايراني را تداعي كنيم، اينكه چگونه اين امر اتفاق مي‌افتد همان موضوعي است كه بايد مورد بررسي قرار گيرد.777
وي كه تاثير اقتصاد بر فرهنگ را نيز موضوعي قابل توجه مي‌داند، اهميت تصميم‌گيري‌هاي اقتصادي را در وقوع فقر فرهنگي در يك جامعه را يادآوري مي‌كند و از مسوولان مي‌خواهد اين مسئله را مورد توجه ويژه قرار دهند.777

Tuesday, May 02, 2006

ارتباط توسعه و انسان در گفت‌وگو با دكتر فرزين

دكتر محمد علي فرزين نگرشي نو به توسعه را مطرح مي‌كند. مسووليتش در نمايندگي سازمان ملل متحد در تهران، آن طور كه در كارت ويزيتش نوشته شده، مدير طرح‌هاي توسعه، رييس گروه كاهش فقر، توسعه اقتصادي و مبارزه با گسترش ايدز است. محمد علي فرزين، انسان را محور توسعه مي‌داند و نگرشي را در اين زمينه ارايه مي‌كند كه بديع به نظر مي‌رسد. دليل بديع بودن نظرش درباره توسعه آن است كه از عناصر فرهنگ ايراني استفاده مي‌كند تا مفهوم توسعه انساني را توضيح دهد. او معتقد است كه فناوري از درون خرد انسان تراوش مي‌شود و انسان زماني به خرد دست مي‌يابد كه خود را شناخته باشد. دقت نظر او به عناصر معنوي و فرهنگي توسعه باعث شده‌است، مفاهيمي را در اين زمينه از يكديگر تفكيك كند كه به طور معمول ممكن است، يكي پنداشته ‌شوند، مثلا تفكيك مفهوم هوش از مفهوم خرد يا تفكيك دو مفهوم اقتصاد و توسعه. 777
د*آقاي دكتر، ديدگاه شما درباره توسعه ، ديدگاهي انسان محور است، چگونه ارتباط ميان توسعه و نگرش انسان‌ها را تبيين مي‌‌كنيد؟77
د- همانطور كه اشاره كرديد ما انسان را محور توسعه مي‌دانيم و اين به اين معني است كه انسان بايد توسعه يافته‌باشد تا بتواند محيط خود را توسعه دهد. در واقع انسان هم ايجاد كننده توسعه و هم هدف توسعه است. هدف اصلي تحقق توسعه پايدار انساني است كه اين توسعه بر پايه مفهوم انسان محوري قرار دارد؛ البته منظورم اين مفهوم انسان محوري مادي نيست، بلكه هدف برقراري ارتباط ميان دنياي برون و درون انسان است.77
د* در اين باره بيشتر توضيح دهيد، چگونه برقراري اين ارتباط مي‌تواند، به توسعه منتهي شود؟77
د-ببينيد، انسان بايد اول بايد داراي بينشي شود كه درون خود را بشناسد و نگرشي عميق درباره خود پيدا كند آن وقت است كه مي‌تواند، محيط خود را هم بشناسد و براي ايجاد تغيير در آن تلاش كند. در واقع فناوري از درون خرد چنين انساني سرچشمه مي‌گيرد. بسياري از افراد مي‌خواهند با استفاده از محفوظات يا پول خرج كردن به توسعه دستيابند در حالي كه آنچه توسعه ايجاد مي‌كند، از درون ما نشات مي‌گيرد نه از بيرون ما. در واقع اقتصاد براي توسعه لازم است ولي كافي نيست، چرا كه براي دستيابي به توسعه بايد علاوه بر اقتصاد به سه مسئله ديگر يعني مسايل اجتماعي، حكومت و محيط زيست هم توجه كرد. داشتن چنين نگرشي فراگير براي حركت به سوي توسعه ضروري است. به بيان ديگر بايد هر جامعه با استفاده از خرد افراد خود به تعامل و تعادلي مناسب ميان اين چهار عامل دستيابد. در واقع اينكه گفته مي‌شود هر جامعه مسير خاص خود براي توسعه را مي‌پيمايد، از همين امر سرچشمه مي‌گيرد كه بايد تركيب صحيحي از اين چهار عامل وجود داشته باشد تا توسعه پايدار محقق شود و دستيابي به اين تركيب جز با بازشناسي جهان رخ نمي‌دهد كه مقدمه شناخت جهان بيرون شناخت دنياي درون است.77
د*چنين نگرشي را مي‌توان در جامعه گسترش داد؟77
د- بله. با آموزش مي‌‌توان افراد را به جهتي هدايت كرد كه انديشه كنند و با بازشناسي خود و محيط خود را باز شناسي كنند. در واقع وظيفه نظام آموزشي پرورش خرد انسان است و رشد هوش انسان‌ها در مرحله بعدي قرار مي‌گيرد. وقتي كه ما هوش را ارتقا دهيم ولي به خرد نپردازيم، مي‌توانيم معادلات پيچيده را حل كنيم اما نمي‌توانيم فناوري ايجاد كنيم. حل معادلات پيچيده رياضي به تنهايي نمي‌تواند به توسعه پايدار منتهي شود در واقع يك فرد بايد به خود به اين امر نايل شود كه يك نظام منسجم وجود دارد كه اجزاي مختلف آن با هم مرتبطند؛ بنابراين او نمي‌توان به آن تك‌بعدي بنگرد، بلكه بايد با نگاهي فراگير و فرابخشي و با تمام وجود به مشاهد آن بپردازد.77
د*جايگاه سنت در اين باره چيست؟ شما نگرشي را مطرح مي‌كنيد كه عناصر سنتي فرهنگ ايراني همچون خرد و معرفت در آن برجسته است، اما مي‌دانيم كه در بسياري موارد عناصر سنتي در مقابل توسعه قرار مي‌‌گيرند و مانع آن مي‌شود، آيا واقعا سنت مي‌تواند به عنوان عاملي براي توسعه مطرح باشد؟77
د-البته نمي‌توان گذشته را ناديده گرفت و لازم است كه براي حفظ سنت‌ها تلاش كرد، اين امر نيز يك واقعيت است كه جامعه نمي‌تواند همواره در شرايطي كه از گذشته به او رسيده باقي بماند. در واقع براي حفظ سنت‌ها بايد پويايي را پذيرفت، چراكه جامعه‌اي كه در آن نتواند پويا باشد و خود را با شرايط جديد تطبيق دهد سنت‌هايش را هم از دست خواهد داد.البته پويايي اگر سالم باشد نيز سنت‌ها را در نظر مي‌گيرد.اين فرهنگ توسعه پايدار است كه به دليل جامع‌نگري اش گذشته، حال و آينده را در نظر مي‌گيرد.77
د* شما سنت‌ها را عواملي مهم در جهت نيل به توسعه مي‌دانيد اما چگونه‌است كه اين عوامل در حداقل برخي موارد، مانع تحقق اين امر مي‌شود؟77
د-تعصب زياد و نابجا مي‌تواند به عنوان مهم‌ترين عامل در اين زمينه مطرح باشد، البته نگراني از آينده نيز همواره وجود دارد و چون آينده به هر حال ناشناخته‌است. اين نگراني كه حركت به سوي آينده و تحولات با ابعاد گوناگون آن، سنت‌ها را نابود كند، ممكن است باعث شود كه سنت‌ها در مقابل تغييرات قرار گيرند. اما بايد اين نكته را هم در نظر بگيريم كه يكي از اركان فرهنگ توسعه، نترسيدن از اشتباه است. در طول تاريخ انسان‌ها وقتي كه شجاعت خطر كردن داشته‌اند و از اشتباهات نترسيد‌ه‌اند، توانسته‌اند پويا باشند، زيرا كوشش و خطا باعث كسب تجربه و حركت رو به جلو مي‌شود. 77
د*برمي‌گرديم به موضوعي كه در ابتدا مطرح كرديد، چگونه داشتن ديدي فراگير و كل‌نگر مي‌تواند به توسعه منتهي شود؟77
د- داشتن چنين ديدي كه در آن به همه عوامل توجه شده باشد از اين جهت مهم است كه پذيرش تنوع و درك آن موجب مي‌شود، به دركي جديد از جهان اطرافمان برسيم كه بر اساس آن به خودشناسي و عزت نفس دستيابيم. در واقع اين ديد جامعه را به فرهنگي سالم رهنمون مي‌كند كه با پذيرش انتقاد، در آن بجاي تضاد و تعصب‌هاي نابجا، گفتگو، تعامل، مهر و احترام به ديگران مطرح باشد.77
د*تاثير اقتصادي داشتن چنين امري چيست؟ مثلا وجود اين فرهنگ چگونه بر عملكرد اقتصادي انسان‌ها تاثير‌گذار است؟77
د- در جامعه‌اي كه افراد از چنين فرهنگ والايي بهره‌مند باشند، فرد به گروه خود اعتماد مي‌كند و با مسووليت پذيري از انجام وظايف كاري خود دريغ نمي‌كند، اما اگر احساس كند كه او را استثمار كرده‌اند از مسووليت مي‌گريزد. روشن است كه بايد براي اينكه فرد به اجتماع خود اعتماد كند بايد شرايط مناسب هم فراهم باشد.، مثلا قوانين و مقرراتي سالم حكم‌فرما باشد، در شرايط زيستي مناسب به سر برد و از لحاظ اقتصادي و اجتماعي در تنگنا نباشد. در واقع اين منظومه بايد بدرستي در حال حركت باشد تا فردي كه در تبادل با آن قرار دارد، نيز بتواند به شكلي صحيح فعاليت كند.77
د*اين شرايط فقط براي كارگر است يا كارفرما و سرمايه‌گذار را نيز شامل مي‌شود؟77
د- از اين منظر انسان مطرح است و تفاوتي ميان كارگر و كارفرما نيست، چراكه يك سرمايه‌گذار نيز در شرايطي به مسووليت‌هاي اجتماعي خود همچون آموزش نيروي كار ، توجه ميزان اشتغال در جامعه و توزيع عادلانه ارزش‌افزوده حاصل از فعاليت خود مي‌پردازد كه نظام اجتماعي وفرهنگي حاكم را هماهنگ و همراه با خود احساس كند و از آينده فعاليت خود مطمئن باشد. اما اگر شرايط نامناسبي وجود داشته باشد مثلا به دليل وجود عوامل اقتصادي تورم و نرخ بهره بالا و عوامل غير اقتصادي همچون قوانين نامناسب، سرمايه‌گذار احساس ناامني مي‌كند و نمي‌تواند به فعاليت خود بپردازد. به هر حال براي تحقق توسعه اقتصادي بالابردن ميزان ارزش افزوده ايجاد شده و توزيع مناسب آن، يك هدف محسوب مي‌شود اگر شرايط مناسب نباشد اين امر محقق نمي شود.

Sunday, April 30, 2006

فراگرد ارتباط اقتصاد و فرهنگ در مصاحبه با دكتر عدالتيان

دكتر جمشيد عدالتيان شهرياري، دكتراي اقتصاد و مديريت صنعتي است و مطالعه درباره رابطه فرهنگ و اقتصاد از علايق مهم او است. عدالتيان هم اكنون در دانشگاه در اين زمينه تدريس مي‌كند.77
وي قبلا در سمت نايب رييسي اتاق بازرگاني تهران، سعي كرده بود، با اجراي طرحي با عنوان "هويت"، براي كاربردي كردن دانشش در زمينه فرهنگ و اقتصاد، استفاده كند كه با وجود خروجش از هيات مديره اتاق، اين تلاش را با پي‌گيري تاسيس خانه كيفيت ادامه داده و به گفته خودش بزودي با طي شدن مراحل تاسيس اين خانه، اين كوشش به نتيجه مي‌رسد.77

د*آقاي دكتر درباره اين كه فرهنگ بر اقتصاد تاثير مي‌گذارد يا بر عكس يعني اقتصاد بر فرهنگ، بحث‌هاي مختلفي وجود دارد. نظر شما در اين باره چيست؟77
د-ابتدا به دو ديدگاهي كه به طور كلاسيك در اين باره مطرح بوده را بيان مي‌كنم و بعدا نظرم را مي‌گويم. ديدگاه اول به ماكس‌وبر مربوط است. او كه نقش فرهنگ را در مقايسه با اقتصاد برجسته مي‌بيند، معتقد است كه توسعه صنعتي در جوامعي كه به توسعه فرهنگي دست نيافته‌اند، رخ نمي‌دهد. در ديدگاه دوم كه ماركس آن را طرح مي‌كند، نقش اقتصاد اهميت بيشتري دارد و او با مطرح كردن دو مفهوم زيربنا و روبنا، اقتصاد را زيربنا و فرهنگ را روبنا دانسته و واضح است كه در اين ديدگاه فرهنگ از اقتصاد متاثر است. اما ديدگاه من در اين باره در قالب يك نظريه فراگردي بيان مي‌شود. به اعتقاد من، در اين فراگرد كه به فراگرد خودسازماندهي موسوم است، در شرايطي اقتصاد بر فرهنگ تاثير مي‌گذارد و در شرايطي ديگر فرهنگ بر اقتصاد. در واقع در اين ديدگاه هم ديدگاه ماركس و هم ديدگاه وبر لحاظ شده‌است.77
د*وقتي شما از يك فراگرد سخن مي‌گوييد، عناصر ديگري هم جز اقتصاد و فرهنگ بايد در اين پروسه وجود داشته باشند، همين طور است؟77
د-بله انسان و فناوري دو عنصر ديگر اين فراگرد هستند.77
د*درباره طرز كار و حركت اين فراگرد بيشتر توضيح دهيد.77
د-عناصر اين فراگرد به ترتيب انسان، اقتصاد، فناوري و فرهنگ هستند كه از هر عنصر كه فراگرد را آغاز كنيم بار ديگر به همان عنصر نيز ختم مي‌شود. مثلا اگر از انسان آغاز كنيم بايد اين گونه بگوييم كه انسان با استفاده از روش‌هاي اقتصادي تخصيص منابع بر محيط خود تاثير مي‌گذارد و فناوري بوجود مي‌آورد اين فناوري بر فرهنگ تاثير گذار است و اين فرهنگ بار ديگر بر انسان تاثيرگذار است. يا اينكه اگر از اقتصاد شروع كنيم، بايد بگوييم كه كه شرايط اقتصادي بر ايجاد فناوري‌ها موثر است كه اين فناوري بر فرهنگ اثر مي‌گذارد و اين فرهنگ هم بر انسان تاثير گذار است كه اين امر در تصميم‌هاي اقتصادي انسان براي شيوه تخصيص منابع تاثير مي‌گذارد. اگر فرايند را از فناوري و تكنولوژي آغاز كنيم هم همين چرخه وجود دارد. اول فناوري بر فرهنگ تاثير مي‌گذارد و بعدا اين فرهنگ بر انسان و تصميم‌هاي اقتصادي مي‌گيرد كه اين تصميم‌ها بر ايجاد فناوري‌هاي جديد تاثير گذار است. براي اينكه فرهنگ را هم به عنوان اولين عنصر در نظر گرفته باشيم، اين فراگرد را از فرهنگ نيز مي‌توانيم شروع كنيم به اين معنا كه اول فرهنگ بر انسان تاثير مي‌گذارد كه اين موجب مي‌شود انسان در تصميم‌هاي اقتصادي خود از فرهنگ متاثر باشد و اين تصميم‌هاي اقتصادي بر ايجاد فناوري‌ها موثر است و اين فناوري هم بر فرهنگ اثر مي‌گذارد.77
د*فكر مي‌كنم منظور از اين فراگرد را فهميدم اما مثالي مي‌زنيد؟77
د-بله مثلا اين فراگرد به خوبي توضيح مي‌دهد كه چرا در كشورهاي اسلامي گوشت خوك توليد نمي‌شود. واضح است كه در اين كشورها فرهنگ مصرف اين كالا وجود ندارد بنابراين حتي اگر به لحاظ اقتصادي هم مقرون به صرفه باشد، باز هم اين كالا توليد نمي‌شود. يا اينكه چگونه تصميم براي گسترش شبكه‌هاي ارتباطي بر فرهنگ اثر گذاري مي‌كند. روشن است كه اين تصميم موجب ابداع و گسترش وسايل ارتباطي مانند تلفن همراه يا شبكه اينترنت شده‌است و اين باعث مي‌شود فرهنگ جهاني بوجود آيد. بسياري از اين مثال‌ها قابل طرح است. نكته مهم در اين فراگرد اين است كه تشخيص دهيم در كدام شرايط فرهنگ بر اقتصاد تاثير مي‌گذارد و در كدام شرايط بر عكس اقتصاد بر فرهنگ.77
د*براي اينكه بحث پراكنده نشود، اگر موافقيد، در ادامه بيشتر بر عوامل فرهنگي موثر بر اقتصاد بپردازيم و جامعه مورد بحث را ايران در نظر بگيريم.777
د- موافقم.77
د*چگونه سابقه تمدني جامعه ايراني، بر تصميم‌هاي فرهنگي و اقتصادي آنان تاثيرگذاشته است؟77
د-تاثير فرهنگ هفت‌هزارساله ايراني را رفتار روزمره آنان مي‌توانيم مشاهده كنيم از طرف ديگر فرهنگ شيعي كه جنبه انسانيت اين فرهنگ را غنا بخشيده‌ موجب شده، افراد براي پذيرش فناوري جديد آماده باشند. ما مي‌بينيم كه در اين فرهنگ فناوري‌هاي جديد به راحتي و به سرعت پذيرفته و بومي مي‌شوند. مثال روشن اين امر را در استفاده سنتي‌ترين نهادهاي اجتماعي ما از شبكه جهاني اينترنت مي‌بينيم. اين در حالي است كه در بسياري از كشورها براي پذيرش فناوري جديد مشكل دارند و به راحتي نمي‌توانند آن را بپذيرند. اهميت "آموزش" نزد عامه مردم نكته مهم ديگري درباره ايرانيان است. همان طور كه مي‌بينيم حتي در فقيرترين طبقات جامعه افراد حاضر مي‌شوند براي بهره‌مندي از آموزش هر بهايي را بپردازند و در اين زمينه همه سعي مي‌كنند به يكديگر كمك كنند. در واقع وجود اين فرهنگ پيشرفت علمي و فني كشور را در زمينه‌هاي مختلف از جمله دانش هسته‌اي، نانوتكنولوژي و صنايع هوافضا موجب شده كه انعكاس اهميت اين امر را مي‌توانيم در سندچشم‌انداز 20ساله كشور مشاهده كنيم، همانطور كه در اين سند پيشبيني شده كه در 20سال آينده، كشور بايد سرآمد منطقه به لحاظ فناوري باشد.77
د*اگر اين گونه است، چرا در زمينه توليد ما شاهد هستيم كه كيفيت كالاهاي ايراني از سطح مطلوبي برخوردار نيست؟
د-توليد كالاهايي كه كيفيت مناسبي ندارند دليل بر بي‌اعتنايي توليدكنندگان به كيفيت محصولات نيست. در واقع آنان علاقه‌مندند كه كالاهايي را با بهترين كيفيت توليد كنند، كه فرش ايراني دليلي قاطع بر اين مدعاست. در واقع نداشتن ابزار و دانش كافي ز موجب مي‌شود در برخي موارد، كالاهاي ايراني از كيفيت لازم برخوردار نباشند. 77
د*در زمينه بهره‌وري نيروي انساني چه طور، آيا قبول نداريد كه در اين زمينه در ايران مشكل داريم؟77
د- ما در ايران در زمينه بهره‌وري نيروي انساني هم در بخش كارگر و هم در بخش مديريت مشكل داريم كه اين بيشتر به اين نكته بازمي‌گردد كه در اين زمينه در ايران كار علمي صورت نگرفته و كارگران هم از آموزش‌هاي علمي و كاربردي بهره‌ كافي نبرده‌اند و مديران ما هم دانش كافي براي استفاده از نيروي كار خود را ندارند. در واقع ما هنوز يك كار جدي براي ارتقاي فرهنگ كار گروهي خود انجام نداده‌ايم. كارگران و مديران ما مي‌خواهند كه بهره‌وري داشته باشند اما راهش را نمي‌دانند نيستند.
د*در اينجا مي‌خواهم درباره فعاليت‌هاي خودتان در زمينه ارتباط ميان فرهنگ و اقتصاد صحبت كنيد و اينكه در زمينه تاسيس خانه كيفيت كار تا كجا پيش رفته‌است؟77
د-من علاوه بر تدريس در زمينه فرهنگ و اقتصاد در دانشگاه، در زمان فعاليتم به عنوان نايب رييس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن تهران، طرحي به نام "هويت" را برنامه‌ريزي كردم كه بر روي مقوله ارتباط فرهنگ و اقتصاد كار مي‌كرد و قصد داشتيم نمايشگاهي را برپا كنيم كه در آن به طراحي‌هاي صنعتي و طرح‌هاي فرهنگ در صنعت بپردازيم تا با تشويق براي فعاليت در اين باره، زمينه براي صادرات محصولات فرهنگي فراهم شود. متاسفانه با استيضاحي كه از هيات رييسه اتاق تهران صورت گرفت، اين طرح ناتمام ماند. اما پروژه ديگري كه با همكاري خانه صنعت و معدن آن را دنبال مي‌كنيم، تاسيس خانه كيفيت است كه فعلا در كنار خانه صنعت فعال است و هدف آن ايجاد ارتباط ميان مصرف كنندگان، توليدكنندگان و دولت است تا برقراري اين رابطه بتوانيم در جهت توليد محصولات با كيفيت در كشور تلاش كنيم. ما بر اين اعتقاديم كه اگر ميان اين سه نهاد ارتباطي موثر برقرار شود، سرانجام جامعه ايراني به جايي مي‌رسد كه خانه ايراني خانه‌اي باكيفيت باشد.7

Tuesday, April 25, 2006

تاريخچه حمله به جهانگردان در مصر

تاريخچه حمله به جهانگردان در مصر به روايت بي‌بي‌سي عربي چنين است:77
د 23ژوئيه 2005 - در حمله‌اي به جهانگردان، 60 نفر كشته شدند. در اين حمله هتل "غزاله" در بندر "شرم‌الشيخ" به طور كامل منهدم شد.77
د 30 آوريل 2005 - در حمله به يك اتوبوس جهانگردان در نزديكي يك موزه در شهر قاهره، يك نفر كشته و هشت نفر مجروح دند.77
د 7 آوريل 2005- در انفجاري كه در قسمت قديمي شهر قاهره رخ داد، دو فرانسوي و يك آمريكايي و حمله كننده كشته شدند.77
د 7 اكتبر 2004 - در حمله‌اي به هتل "هيلتون" شهر "طابا" 34 نفر كشته و 10 نفر مجروح شدند.77
د 17 نوامبر 1997، در انفجاري در "اقصر" 62 نفر كشته شدند؛ 58 نفر از آنان جهانگرد بودند.77
د 18 سپتامبر 1997 - در خارج از محوطه موزه اي در شهر قاهره، 9 نفر از كارشناسان آلماني و همراهان مصري آنان بر اثر انفجار اتوبوسشان كشته شدند.77
د 18 اوريل 1996 - در مقابل هتل "اروپا" در نزديكي اهرام "الجيزه" 18 جهانگرد يوناني بر اثر انفجاري كشته 14 نفر ديگر مجروح شدند.77
د 23 اكتبر 1994 - بر اثر دو حمله در جنوب مصر يك بريتانيايي كشته شد و پنج نفر ديگر زخمي شدند.77
د 27 سپتامبر 1994 - دو آلماني و دو مصري در يكي از سواحل درياي سرخ بر اثر حمله‌اي كشته شدند. دولت مصر بعدا يك نفر را به اين اتهام اعدام كرد.
د 26اوت 1994 - بر اثر حمله به اتوبوس جهانگردان ، ميان دو شهر"اقصر" و "سوهاج" ، يك جوان اسپانيايي كشته شد.77
د 4 مارس 1994- در حمله به يك گروه از جهانگردان، دركناره رود نيل در جنوب مصر، يك جهانگرد آلماني مجروح شد.77
د 26 اكتبر 1993 - در حمله به هتل "سمير اميس" در قاهره دو آمريكايي، يك فرانسوي و ايتاليايي كشته و دو جهانگرد ديگر مجروح شدند. اگرچه پليس مصر حمله كننده را يك بيمار رواني اعلام كرد و او را به دليل مرضش در يك تيمارستان بستري كرد، اما او پس از فرار از تيمارستان، يك اتوبوس را در نزديكي يك موزه در قاهره منفجر كرد. 77
د 8 ژوئن 1993 - پرتاب بمب به يك اتوبوس جهانگردان در نزديكي اهرام، موجب كشته شدن دو مصري و زخمي شدن 15 جهانگرد شد. در ميان مجروحان دو جهانگرد بريتانيايي بودند.77
د 26فوريه 1993 - دو جهانگرد تركيه‌اي و سوئدي و يك مصري در انفجار بمبي در قلب شهر قاهره كشته شدند. 19نفر كه 6 نفر آنان جهانگرد بودند، در اين حمله مجروح شدند.77
د 21 اكتبر 1992 - يك جهانگرد بريتانيايي در نزديكي شهر " ديروط" در جنوب مصر، كشته شد.77

انفجار در مجتمع‌هاي جهانگردي مصر

وقوع سه انفجار در مجتمع‌هاي جهانگردي مصر كه كشته و مجروح شدن جهانگرداني از 11كشور را موجب شد، اكنون در صدر اخبار جهاني قرار گرفته‌است. گستردگي اين واقعه به حدي بود كه علاوه بر رييس جمهوري مصر، رييس جمهوري آمريكا هم به آن واكنش نشان داد و آن را به شدت محكوم كرد.77
مصر از كشورهايي محسوب مي‌شود كه در آن صنعت جهانگردي به عنوان يكي از منابع مهم درآمدي محسوب مي‌شود و اين صنعت از جايگاه ويژه‌اي در آن برخوردار است و همين امر موجب مي‌شود، كه وقوع چنين حوادثي، علاوه بر ساير مشكلات، پيامدهاي اقتصادي چشمگيري را بر اين كشور تحميل كند. 77
در واقع صنعت جهانگردي با وجود اينكه مي‌تواند، به عنوان يكي از منابع درآمدي يك كشور مورد توجه قرار گيرد، از اين نظر كه در برابر مسايل امنيتي و اجتماعي بسيار آسيب‌پذير، داراي ضعفي بزرگ است، زيرا در مقايسه با ديگر صنايع، محافظت از اين صنعت بسيار دشوار تر است و به صرف هزينه زيادي، نياز دارد. از طرف ديگر اين صرف هزينه‌اي لازم است كه از طرف دولت صورت گيرد و بخش خصوصي نمي‌تواند در اين زمينه مستقيما تاثير گذار باشد. 77
اگرچه از ويژگي‌هاي مثبت صنعت جهانگردي اين است كه براي جلب و حمايت از جهانگردان، در بسيار مواقع گسترش امكانات زيرساختي همچون مسيرهاي ارتباطي را در پي دارد و از اين جهت به مي‌تواند به توسعه اقتصادي بسياري از مناطق جهانگردي بيانجامد، اما اين امر كه حمايت از اين امكانات هزينه‌هاي زيادي را بر دوش دولت مي‌گذارد، در بسيار موارد جذابيت اين صنعت را از منظر دولتمردان مي‌كاهد. 77
بنابراين انفجارهاي ديروز مصر را بايد از اين منظر نيز بررسي كرد كه چگونه اقتصاد يك كشور در برابر وقوع حوادث تروريستي مورد تهديد قرار مي‌گيرد و مسووليت دولت را براي حفظ امنيت برجسته مي‌كند. 77
جزييات خبر: 77
به گفته منابع مصري در اين انفجارها 22 نفر كشته و 150 نفر مجروح شده‌اند. 77
اتباع كشورهاي خارجي كه در اين حادثه كشته و زخمي شده‌اند به نقل از بي‌بي‌سي عربي: سه بريتانيايي، دو دانماركي، دو ايتاليايي، دو آلماني، دو فرانسوي، يك تبعه كره‌جنوبي، يك فلسطيني، يك لبناني،‌ يك اسرائيلي، يك استراليايي و يك آمريكايي. 77
زمان انفجار دوشنبه پنجم ارديبهشت ماه، ساعت 45/8 بعد از ظهر به وقت ايران و ساعت 15/7 بعد از ظهر به وقت محلي بود. 77
محل دو مجتمع "نيلسون" و "علاء الدين" و مركز تجاري "غزاله" در بندر "دهب" واقع در ساحل درياي سرخ بود. 77
اين انفجارها با استفاده از بمب‌هاي ساعتي صورت گرفت و انتحاري نبود. 77

Sunday, April 23, 2006

جدا شدن سازمان صنايع دستي از وزارت صنايع

جدا شدن سازمان صنايع دستي از وزارت صنايع و ادغام آن در سازمان ميراث فرهنگي از يك‌سو اين امر تغيير نگرش مسوولان درباره صنايع دستي را نشان مي‌دهد و از سوي ديگر تاثيرهاي اقتصادي اين تصميم را پيش‌روي صاحبنظران قرار مي‌دهد.77
صنايع دستي با توجه به اينكه از صنايع كاربر محسوب مي‌شوند، فرصتي براي ايجاد اشتغال را فراهم مي‌كنند كه با توجه به وجود مشكل بيكاري در كشور زمينه توجه مسوولان اقتصادي را بوجود آورده‌است.77
توسعه صنايع دستي به عنوان زمينه اي براي ايجاد اشتغال در مناطق محروم كشور نيز موضوع ديگري است كه همواره مد نظر بوده‌است، چرا كه مهاجرت به شهرهاي بزرگ علاوه بر مشكلات اجتماعي، بر مشكلات اقتصادي كشور نيز افزوده‌است و مهاجران اشتغال در مشاغل كاذب خود معضلي جديد را از اين نظر بوجود آورده‌اند. از سوي ديگر بي‌توجهي به صنايع دستي در مناطق محروم موجبات بروز مهاجرت بي‌رويه را فراهم كرده‌است كه توجه به آن مي‌تواند زمينه مهاجرت را از ميان بردارد و اشتغال در مناطق محروم را رونق دهد.77
اگر بخواهيم مشكل يك بخش را از ديدگاهي اقتصادي، بررسي كنيم، مي‌توانيم از دو زاويه عرضه يا تقاضا موضوع را به بررسي بگذاريم، زيرا بروز مشكل براي يك بنگاه اقتصادي، مي‌تواند از شرايط توليد محصول در آن بخش مورد بررسي باشد يا اينكه در زمينه مصرف آن بروز كرده ‌باشد.77
صنايع دستي نيز از اين امر مستثني نيست و اگرچه مسوولان بيشتر ترجيح داده‌اند كه طرف عرضه آن را بررسي كنند، اما به نظر مي‌رسد، مشكل بيشتر به طرف تقاضا و ميزان مصرف اين محصولات باز مي‌گردد.77
در واقع اكنون مشكلي كه بسياري از صنايع سنتي ايران را به خطر نابودي مواجه كرده‌است، بوجود آمدن شرايطي است كه مصرف اين نوع محصولات را از رونق انداخته‌است و به جز موارد معدودي كه گردشگران براي خريد اشياي زينتي و عتيقه ابراز علاقه مي‌كنند، در ساير موارد، مصرف‌كنندگان ايراني ديگر به مصرف اين محصولات رغبت نشان نمي‌دهند. مثلا اكنون ظروف سفالي چندان مورد توجه مصرف‌كنندگان نيستند و انواع ظروف ملامين، استيل و شيشه‌اي(چيني) جايگزين اين محصولات شده‌اند.77
در مورد محصولاتي همچون فرش نيز وضعيت به همين شكل قابل توجه است چرا كه فرش‌هاي ماشيني به نسبت فرش‌هاي دستباف بيشتر رضايت مصرف‌كنندگان را فراهم مي كنند و مصرف كننده ايراني كمتر به سراغ خريد فرش دستباف براي تامين مصارف معمولي خود مي‌رود.77
در واقع در اين فرايند برخي محصولات دستي ايراني از كالاي مصرفي معمولي به كالاهاي لوكس با مخاطبان خاص تبديل مي‌شود و محصولاتي كه قابليت تبديل به كالاي لوكس ندارند، نيز از گردونه مصرف خارج مي‌شوند.77
بنابراين مشكل صنايع دستي ايران را بايد بيشتر از زاويه مصرف محصولات اين بخش بررسي كرد تا از ديد توليدكنندگان اين محصولات. اگر صنايع دستي در سال‌هاي اخير با مشكلات جدي در دوام و بقاي خود گرفتار بوده‌اند، عمدتا به دليل كاهش توجه مصرف كنندگان به محصولات اين بخش بوده‌است و با تغيير در سازمان دولتي ناظر و حامي اين بخش، نمي‌توان به حل مشكل اين بخش پرداخت.77
موضوع ديگري كه اكنون مي‌توان از آن سخن گفت تغيير نگرش مسوولان به اين بخش اقتصادي است.اگر تغيير نگرش مديران كشور به صنايع دستي موجب انتقال آن از وزارت صنايع به سازمان ميراث فرهنگي باشد، اين امر بدان معنا خواهد بود كه آنان نيز پذيرفته‌اند كه ديگر صنايع دستي نمي‌تواند خود را با سازوكار اقتصادي و صنعتي رايج در فضاي كسب و كار ايران اداره كند و حيات اقتصادي خود را به پايان رسانده‌است و اكنون بايد به عنوان موضوعي كه به تاريخ سپرده‌ شده‌است به آن نگريست.77
به هرحال مشكل صنايع دستي كشور را بايد به طور ريشه‌اي بررسي كرد و انتقال امور آن از يك سازمان به سازماني ديگر به تنهايي نمي‌تواند حل مشكلات اين بخش اقتصادي و فرهنگي را موجب شود.77
صنايع دستي بخشي از صنعت است كه در آن قدمت و هنر نيز وجود دارد و آن را از يك موضوع صرفا صنعتي فراتر مي‌برد كه همين امر توجه بيشتر مسوولان به اين بخش را مي‌طلبد.77

مشكلات عرضه و تقاضاي فرش دستباف

اگرچه فرش دستباف از مهمترين اقلام صادراتي ايران محسوب مي‌شود، اما در سال‌هاي اخير با توجه به گسترش توليد فرش ماشيني از يك سو و كاهش سطح درآمد طبقه متوسط كشور از سوي ديگر، مصرف داخلي اين كالاي فرهنگي كاهش يافته‌است.77
اگرچه مصرف كنندگان ايراني به اهميت اين كالاي فرهنگي واقفند و با توجه به كيفيت اين نوع فرش‌ها در مقايسه با نوع ماشيني آن علاقه‌مند به مصرف آن هستند، اما محدوديت‌هاي اقتصادي باعث شده‌است كه نتوانند از اين نوع فرش‌ها استفاده كنند.77
عادت نيز از ديگر عواملي محسوب مي‌شود كه براي مصرف كنندگان ايراني جذابيت مصرف اين كالاي فرهنگي را ايجاد كرده است و اغلب مصرف كنندگان ايراني با توجه به داشتن سابقه ذهني از مصرف اين كالا راغبند كه اين عادت را ادامه دهند، اما نكته‌اي كه اكنون بايد به آن توجه شود، دليل رويگرداني مصرف كنندگان ايراني از خريد اين كالاست.77
به واقع نبود امكان اقتصادي استفاده از اين كالا را بايد مهمترين دليل كنار گذاشته شدن اين كالا از سبد مصرفي خانوار ايراني تلقي كرد زيرا با افزايش اختلاف طبقاتي و كاهش قدرت خريد، مصرف كننده ايراني ديگر قادر نيست كه به خريد اين كالا بپردازد.77
البته نبايد مشكل را صرفا به طرف تقاضا نسبت داد بلكه محدوديت‌هايي كه در زمينه افزايش بهره‌وري وجود دارد باعث شده‌است كه اين صنعت نتواند خود را با شرايط جديد هماهنگ كند و محصولات خود را با توجه به شرايط بازار و قيمت كالاهاي رقيب عرضه كند.77
البته شرايط سخت كار در كارگاه‌هاي توليد اين فرش‌ها كه توليدكنندگان اين محصول را براي داشتن نيروي كار ماهر در شرايطي سخت قرار داده نيز بايد از ديگر عوامل كاهش رونق بازار اين كالا محسوب شود.77اگرچه تصميم شركت سهامي فرش در معاوضه فرش ماشيني با فرش دستباف را بايد اقدامي مثبت براي تشويق مصرف كنندگان به روي آوري به مصرف فرش دستباف تلقي كرد، اما بايد براي حل مشكل كمبود تقاضاي اين كالا در بازار مصرف ايران، تهميدي بلند مدت انديشيده شود تا همچون گذشته‌هايي نه چندان دور فرش دستباف به خانه‌هاي ايراني راه يابد.77

بررسي اثرات كمك‌هاي مالي به شركت‌هاي گردشگري

ارايه كمك‌ها و جايزه‌هاي صادراتي به شركت‌هاي گردشگري كه بتوانند گردشگران خارجي را به گردش از ايران تشويق كنند از موضوعاتي است كه اكنون به عنوان يكي از برنامه‌هاي حمايتي دولت از صنعت گردشگري از آنها ياد مي‌شود.77
واقعيت آن است كه ايران درمقايسه با ديگر كشورها در زمينه جذب گردشگران بين‌المللي عملكردي ناموفق دارد و اين امر همواره به عنوان معضلي براي صنعت گردشگري ايران مطرح بوده‌است.77
اگرچه حمايت دولت از يك صنعت مي‌تواند دربهبود وضعيت آن و جلوگيري از ضرر و زيان سرمايه‌گذاران درآن بخش مفيد باشد، اما تجربه نشان مي‌دهد حمايت‌هاي دولتي فقط مي‌تواند زمان ورشكستگي يك بنگاه اقتصادي را به تاخير بيندازد و اگر ساير عوامل تاثيرگذار بر يك بنگاه اقتصادي بدون تغيير بماند اين حمايت‌ها كار به جايي نخواهد برد.77
كشورهايي كه برنامه حمايت مالي از صادرات را در دستور كار خود قرار مي‌دهند براي موفقيت اين برنامه خود، تمهيدات ديگري را نيز اتخاذ مي‌كنند و فقط به ارايه كمك صادراتي اكتفا نمي‌كنند. بنابراين ايجاد شرايط مساعد كسب و كار مهمترين اقدامي است كه بايد يك دولت براي تحقق اهداف اقتصادي خود بكار گيرد و ارايه كمك مالي مي‌تواند به عنوان تقويت كننده اين برنامه مطرح باشد.77
در زمينه صنعت گردشگري نيز اگرچه ارايه كمك مالي مي‌تواند به رونق درا ين صنعت كمك كند، اما در صورتي كه اين كمك‌ها در چارچوب برنامه‌اي فراگير صورت نگيرد نمي‌تواند براي راه حلي بلند مدت براي رفع معضل اين صنعت محسوب شود.77
در واقع مشكلاتي كه امروزه صنعت گردشگري ايران با آن دست به گريبان است، را نمي‌توان به مشكلات مالي محدود كرد، بنابراين ارايه برنامه كمك مالي نيز نمي‌تواند به عنوان تنها راه حل آن محسوب شود.77
نكته قابل توجه ديگر در زمينه ارايه كمك صادراتي، مقايسه گردشگري با ساير صنايع است. اگرچه از منظر صادرات و ورود ارز به كشور، اين صنايع در شرايط يكساني، قرار مي‌گيرند، اما واقعيت آن است كه صنعت گردشگري محصولي جز خدمت (سرويس) ندارد و بناچار اين صنعت بايد اين خدمات را در داخل كشور به مشتريان خود ارايه دهد. اين امر موجب مي‌شود كه شرايط اجتماعي و رواني كشور علاوه بر اينكه همچون ساير صنايع بر فعاليت اين بنگاه‌هاي اقتصادي اثرگذار باشد، تاثير زيادي نيز بر مشتريان اين صنعت داشته باشد؛ به عبارت ديگر با اينكه در ديگر صنايع، شرايط كشور فقط بر عرضه محصولات اثرگذار است، اين شرايط در اين صنعت طرف تقاضا را نيز تحت تاثير قرار مي‌دهد.77
براي آنكه دولت بتواند شرايط فعاليت اين صنعت را بهبود بخشد، بايد بتواند بر شرايط داخلي كشور و تصويري كه از اين شرايط در دنياي خارج ارايه مي‌شود، تاثيرگذار باشد كه اين امر فقط با صرف هزينه و اختصاص بودجه ميسر نمي‌شود.77
نكته ديگري كه بايد در زمينه ارايه اين كمك‌ها به آن توجه شود، اثر بلندمدت اعطاي اين حمايت‌هاست. اگر شركت‌هاي گردشگري به جذب گردشگران خارجي تشويق شوند، اما در زمينه كيفيت خدماتي كه اين شركت‌ها به مشتريان خود ارايه مي‌كنند، هيچ نظارتي صورت نگيرد، ممكن است، مسايل كيفي مربوط به خدماتي كه اين شركت‌ها ارايه مي‌كنند به فراموشي سپرده شود و گردشگراني كه از ايران به كشورهاي خود باز مي‌گردند، به مبلغان منفي صنعت گردشگري ايران مبدل شوند.77
بنابراين ارايه جايزه فقط بر اساس تعداد جهانگرد و مليت آنها به معني در نظر نگرفتن بسياري ديگر از متغيرهايي است كه در زمينه گردشگري موثر است و بايد به آن توجه شود.77
نكته ديگر قابل توجه نيز مسايل اقتصادي مرتبط با جهانگردي است كه شايد در نگاه اول كم اهميت جلوه كند، اما اثري بزرگتر بر آن مترتب است. برخي از شركت‌هاي جهانگردي براي آنكه بتوانند رضايت مشتريان خود را جلب كنند از امكاناتي استفاده مي‌كنند كه آن را از خارج از كشور تهيه كرده‌اند و شايد در محاسبه نهايي ارزآوري فعاليت آنان براي كشور رقم قابل توجهي نباشد طبيعي است كه اين بنگاه‌ها در مقايسه با بنگاه‌هايي كه سعي مي‌كنند با رعايت كيفيت، از امكانات داخل كشور براي ارايه خدمت به جهانگردان استفاده مي‌كنند، بايد جايزه صادراتي كمتري دريافت كنند، زيرا هدف از اين جايزه توسعه صادرات كشور است.77
در واقع لازم است كه براي رونق بخشيدن به صنعت گردشگري و بهره‌مند ساختن كشور از منافع ارزي آن، برنامه اين همه‌جانبه تدوين شود و براي اين بخش اقتصادي با توجه به شرايط آن تصميم‌گيري شود تا ميان تصميم‌ها و اهداف هماهنگي كاملي بوجود آيد.77

توسعه زيرساخت‌ها وحفاظت از آثار باستاني

تقابل طرح‌هاي توسعه زيرساخت‌هاي اقتصادي و حفاظت از آثار باستاني از مشكلاتي است كه مسوولان اجرايي كشور را با يك دوگانگي مواجه كرده‌است. ايجاد سد نيمه‌چاه در سيستان و احداث سد سيوند در فارس تنها نمونه‌هاي از اين مشكل است كه هنوز چاره‌اي قطعي براي آنها انديشيده نشده‌است.777
ايجاد راه، احداث سد، گسترش شبكه‌هاي ارتباطي و توسعه امكاناتي همچون لوله‌كشي آب و برق‌رساني از جمله مهمترين موارد گسترش زيرساخت‌هاي اقتصادي محسوب مي‌شوند و همه دولت‌هاي در حال توسعه انجام اقداماتي از اين دست را در دستور كار خود قرار مي‌دهند.777
ايجاد و گسترش زيرساخت‌هاي اقتصادي از اقداماتي است كه براي تحقق توسعه اقتصادي ضروري است. زيرساخت‌هاي اقتصادي امكاناتي هستند كه وجود آنها براي انجام ساير فعاليت‌هاي اقتصادي ضروري است و بدون آنها توليدكالا و ارايه خدمات امكانپذير نمي‌شود.777
هنگامي كه ايجاد يك زيرساخت با حفاظت از آثار باستاني يا حفاظت از محيط‌زيست در تعارض قرار مي‌گيرد، معمولا سازمان‌هاي دولتي و غير دولتي مرتبط با اين موضوعات واكنش منفي به ايجاد زيرساخت‌ها از خود نشان مي‌دهند و خواستار توقف آن مي‌شوند و از سوي ديگر مسوولان اقتصادي دولت نيز بر تصميم خود اصرار مي‌كنند، زيرا مي‌خواهند تصميمي كه از قبل ضرورت آن مورد تاييد مقامات بالاتر قرار گرفته و براي ‌آن بودجه نيز اختصاص داده شده‌است، به اجرا درآيد.777
وجود تجربه‌هاي مختلف در كشور كه به راه حلي منتهي شده، يا مواردي كه راه حلي تاكنون براي آن يافته نشده‌است، نشان مي‌دهد كه هنوز، راهكاري قطعي براي حل‌كردن اين نوع معضلات در كشور پيش‌بيني نشده‌است.77
البته در اينكه براي هر يك از اين مشكلات بايد راه حلي با توجه به شرايط آن يافته‌شود، شكي نيست اما اين نكته نيز بايد مد نظر باشد كه اگر مرجعي واحد، مقتدر و مشروع براي قضاوت درباره اين نوع طرح‌ها تعيين نشود، بروز تنش‌هاي متعدد ميان مراجع مختلف تصميم‌سازي و تصميم‌گيري ادامه خواهد يافت و ممكن است در بلند مدت هواداران حفاظت از آثار باستاني را ايجاد كنندگان مانع بر سر راه توسعه اقتصادي مناطق محروم جلوه دهد.777
نكته ديگر قابل توجه در اين باره منافع مردم مناطق كشور درباره اين طرح‌هاست. از يك سو اجراي طرح‌هاي زيرساختي منافع اقتصادي مردم محل را درپي دارد و از سوي ديگر اگر فقط منافع كوتاه مدت و بلند مدت اقتصادي منطقه در نظر گرفته شود، ممكن است با اجراي بسياري از طرح‌هايي از اين دست، بسياري از آثار تاريخي كشور در خطر قرار گيرد.777