فراگرد ارتباط اقتصاد و فرهنگ در مصاحبه با دكتر عدالتيان
دكتر جمشيد عدالتيان شهرياري، دكتراي اقتصاد و مديريت صنعتي است و مطالعه درباره رابطه فرهنگ و اقتصاد از علايق مهم او است. عدالتيان هم اكنون در دانشگاه در اين زمينه تدريس ميكند.77
وي قبلا در سمت نايب رييسي اتاق بازرگاني تهران، سعي كرده بود، با اجراي طرحي با عنوان "هويت"، براي كاربردي كردن دانشش در زمينه فرهنگ و اقتصاد، استفاده كند كه با وجود خروجش از هيات مديره اتاق، اين تلاش را با پيگيري تاسيس خانه كيفيت ادامه داده و به گفته خودش بزودي با طي شدن مراحل تاسيس اين خانه، اين كوشش به نتيجه ميرسد.77
د*آقاي دكتر درباره اين كه فرهنگ بر اقتصاد تاثير ميگذارد يا بر عكس يعني اقتصاد بر فرهنگ، بحثهاي مختلفي وجود دارد. نظر شما در اين باره چيست؟77
د-ابتدا به دو ديدگاهي كه به طور كلاسيك در اين باره مطرح بوده را بيان ميكنم و بعدا نظرم را ميگويم. ديدگاه اول به ماكسوبر مربوط است. او كه نقش فرهنگ را در مقايسه با اقتصاد برجسته ميبيند، معتقد است كه توسعه صنعتي در جوامعي كه به توسعه فرهنگي دست نيافتهاند، رخ نميدهد. در ديدگاه دوم كه ماركس آن را طرح ميكند، نقش اقتصاد اهميت بيشتري دارد و او با مطرح كردن دو مفهوم زيربنا و روبنا، اقتصاد را زيربنا و فرهنگ را روبنا دانسته و واضح است كه در اين ديدگاه فرهنگ از اقتصاد متاثر است. اما ديدگاه من در اين باره در قالب يك نظريه فراگردي بيان ميشود. به اعتقاد من، در اين فراگرد كه به فراگرد خودسازماندهي موسوم است، در شرايطي اقتصاد بر فرهنگ تاثير ميگذارد و در شرايطي ديگر فرهنگ بر اقتصاد. در واقع در اين ديدگاه هم ديدگاه ماركس و هم ديدگاه وبر لحاظ شدهاست.77
د*وقتي شما از يك فراگرد سخن ميگوييد، عناصر ديگري هم جز اقتصاد و فرهنگ بايد در اين پروسه وجود داشته باشند، همين طور است؟77
د-بله انسان و فناوري دو عنصر ديگر اين فراگرد هستند.77
د*درباره طرز كار و حركت اين فراگرد بيشتر توضيح دهيد.77
د-عناصر اين فراگرد به ترتيب انسان، اقتصاد، فناوري و فرهنگ هستند كه از هر عنصر كه فراگرد را آغاز كنيم بار ديگر به همان عنصر نيز ختم ميشود. مثلا اگر از انسان آغاز كنيم بايد اين گونه بگوييم كه انسان با استفاده از روشهاي اقتصادي تخصيص منابع بر محيط خود تاثير ميگذارد و فناوري بوجود ميآورد اين فناوري بر فرهنگ تاثير گذار است و اين فرهنگ بار ديگر بر انسان تاثيرگذار است. يا اينكه اگر از اقتصاد شروع كنيم، بايد بگوييم كه كه شرايط اقتصادي بر ايجاد فناوريها موثر است كه اين فناوري بر فرهنگ اثر ميگذارد و اين فرهنگ هم بر انسان تاثير گذار است كه اين امر در تصميمهاي اقتصادي انسان براي شيوه تخصيص منابع تاثير ميگذارد. اگر فرايند را از فناوري و تكنولوژي آغاز كنيم هم همين چرخه وجود دارد. اول فناوري بر فرهنگ تاثير ميگذارد و بعدا اين فرهنگ بر انسان و تصميمهاي اقتصادي ميگيرد كه اين تصميمها بر ايجاد فناوريهاي جديد تاثير گذار است. براي اينكه فرهنگ را هم به عنوان اولين عنصر در نظر گرفته باشيم، اين فراگرد را از فرهنگ نيز ميتوانيم شروع كنيم به اين معنا كه اول فرهنگ بر انسان تاثير ميگذارد كه اين موجب ميشود انسان در تصميمهاي اقتصادي خود از فرهنگ متاثر باشد و اين تصميمهاي اقتصادي بر ايجاد فناوريها موثر است و اين فناوري هم بر فرهنگ اثر ميگذارد.77
د*فكر ميكنم منظور از اين فراگرد را فهميدم اما مثالي ميزنيد؟77
د-بله مثلا اين فراگرد به خوبي توضيح ميدهد كه چرا در كشورهاي اسلامي گوشت خوك توليد نميشود. واضح است كه در اين كشورها فرهنگ مصرف اين كالا وجود ندارد بنابراين حتي اگر به لحاظ اقتصادي هم مقرون به صرفه باشد، باز هم اين كالا توليد نميشود. يا اينكه چگونه تصميم براي گسترش شبكههاي ارتباطي بر فرهنگ اثر گذاري ميكند. روشن است كه اين تصميم موجب ابداع و گسترش وسايل ارتباطي مانند تلفن همراه يا شبكه اينترنت شدهاست و اين باعث ميشود فرهنگ جهاني بوجود آيد. بسياري از اين مثالها قابل طرح است. نكته مهم در اين فراگرد اين است كه تشخيص دهيم در كدام شرايط فرهنگ بر اقتصاد تاثير ميگذارد و در كدام شرايط بر عكس اقتصاد بر فرهنگ.77
د*براي اينكه بحث پراكنده نشود، اگر موافقيد، در ادامه بيشتر بر عوامل فرهنگي موثر بر اقتصاد بپردازيم و جامعه مورد بحث را ايران در نظر بگيريم.777
د- موافقم.77
د*چگونه سابقه تمدني جامعه ايراني، بر تصميمهاي فرهنگي و اقتصادي آنان تاثيرگذاشته است؟77
د-تاثير فرهنگ هفتهزارساله ايراني را رفتار روزمره آنان ميتوانيم مشاهده كنيم از طرف ديگر فرهنگ شيعي كه جنبه انسانيت اين فرهنگ را غنا بخشيده موجب شده، افراد براي پذيرش فناوري جديد آماده باشند. ما ميبينيم كه در اين فرهنگ فناوريهاي جديد به راحتي و به سرعت پذيرفته و بومي ميشوند. مثال روشن اين امر را در استفاده سنتيترين نهادهاي اجتماعي ما از شبكه جهاني اينترنت ميبينيم. اين در حالي است كه در بسياري از كشورها براي پذيرش فناوري جديد مشكل دارند و به راحتي نميتوانند آن را بپذيرند. اهميت "آموزش" نزد عامه مردم نكته مهم ديگري درباره ايرانيان است. همان طور كه ميبينيم حتي در فقيرترين طبقات جامعه افراد حاضر ميشوند براي بهرهمندي از آموزش هر بهايي را بپردازند و در اين زمينه همه سعي ميكنند به يكديگر كمك كنند. در واقع وجود اين فرهنگ پيشرفت علمي و فني كشور را در زمينههاي مختلف از جمله دانش هستهاي، نانوتكنولوژي و صنايع هوافضا موجب شده كه انعكاس اهميت اين امر را ميتوانيم در سندچشمانداز 20ساله كشور مشاهده كنيم، همانطور كه در اين سند پيشبيني شده كه در 20سال آينده، كشور بايد سرآمد منطقه به لحاظ فناوري باشد.77
د*اگر اين گونه است، چرا در زمينه توليد ما شاهد هستيم كه كيفيت كالاهاي ايراني از سطح مطلوبي برخوردار نيست؟
د-توليد كالاهايي كه كيفيت مناسبي ندارند دليل بر بياعتنايي توليدكنندگان به كيفيت محصولات نيست. در واقع آنان علاقهمندند كه كالاهايي را با بهترين كيفيت توليد كنند، كه فرش ايراني دليلي قاطع بر اين مدعاست. در واقع نداشتن ابزار و دانش كافي ز موجب ميشود در برخي موارد، كالاهاي ايراني از كيفيت لازم برخوردار نباشند. 77
د*در زمينه بهرهوري نيروي انساني چه طور، آيا قبول نداريد كه در اين زمينه در ايران مشكل داريم؟77
د- ما در ايران در زمينه بهرهوري نيروي انساني هم در بخش كارگر و هم در بخش مديريت مشكل داريم كه اين بيشتر به اين نكته بازميگردد كه در اين زمينه در ايران كار علمي صورت نگرفته و كارگران هم از آموزشهاي علمي و كاربردي بهره كافي نبردهاند و مديران ما هم دانش كافي براي استفاده از نيروي كار خود را ندارند. در واقع ما هنوز يك كار جدي براي ارتقاي فرهنگ كار گروهي خود انجام ندادهايم. كارگران و مديران ما ميخواهند كه بهرهوري داشته باشند اما راهش را نميدانند نيستند.
د*در اينجا ميخواهم درباره فعاليتهاي خودتان در زمينه ارتباط ميان فرهنگ و اقتصاد صحبت كنيد و اينكه در زمينه تاسيس خانه كيفيت كار تا كجا پيش رفتهاست؟77
د-من علاوه بر تدريس در زمينه فرهنگ و اقتصاد در دانشگاه، در زمان فعاليتم به عنوان نايب رييس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن تهران، طرحي به نام "هويت" را برنامهريزي كردم كه بر روي مقوله ارتباط فرهنگ و اقتصاد كار ميكرد و قصد داشتيم نمايشگاهي را برپا كنيم كه در آن به طراحيهاي صنعتي و طرحهاي فرهنگ در صنعت بپردازيم تا با تشويق براي فعاليت در اين باره، زمينه براي صادرات محصولات فرهنگي فراهم شود. متاسفانه با استيضاحي كه از هيات رييسه اتاق تهران صورت گرفت، اين طرح ناتمام ماند. اما پروژه ديگري كه با همكاري خانه صنعت و معدن آن را دنبال ميكنيم، تاسيس خانه كيفيت است كه فعلا در كنار خانه صنعت فعال است و هدف آن ايجاد ارتباط ميان مصرف كنندگان، توليدكنندگان و دولت است تا برقراري اين رابطه بتوانيم در جهت توليد محصولات با كيفيت در كشور تلاش كنيم. ما بر اين اعتقاديم كه اگر ميان اين سه نهاد ارتباطي موثر برقرار شود، سرانجام جامعه ايراني به جايي ميرسد كه خانه ايراني خانهاي باكيفيت باشد.7
وي قبلا در سمت نايب رييسي اتاق بازرگاني تهران، سعي كرده بود، با اجراي طرحي با عنوان "هويت"، براي كاربردي كردن دانشش در زمينه فرهنگ و اقتصاد، استفاده كند كه با وجود خروجش از هيات مديره اتاق، اين تلاش را با پيگيري تاسيس خانه كيفيت ادامه داده و به گفته خودش بزودي با طي شدن مراحل تاسيس اين خانه، اين كوشش به نتيجه ميرسد.77
د*آقاي دكتر درباره اين كه فرهنگ بر اقتصاد تاثير ميگذارد يا بر عكس يعني اقتصاد بر فرهنگ، بحثهاي مختلفي وجود دارد. نظر شما در اين باره چيست؟77
د-ابتدا به دو ديدگاهي كه به طور كلاسيك در اين باره مطرح بوده را بيان ميكنم و بعدا نظرم را ميگويم. ديدگاه اول به ماكسوبر مربوط است. او كه نقش فرهنگ را در مقايسه با اقتصاد برجسته ميبيند، معتقد است كه توسعه صنعتي در جوامعي كه به توسعه فرهنگي دست نيافتهاند، رخ نميدهد. در ديدگاه دوم كه ماركس آن را طرح ميكند، نقش اقتصاد اهميت بيشتري دارد و او با مطرح كردن دو مفهوم زيربنا و روبنا، اقتصاد را زيربنا و فرهنگ را روبنا دانسته و واضح است كه در اين ديدگاه فرهنگ از اقتصاد متاثر است. اما ديدگاه من در اين باره در قالب يك نظريه فراگردي بيان ميشود. به اعتقاد من، در اين فراگرد كه به فراگرد خودسازماندهي موسوم است، در شرايطي اقتصاد بر فرهنگ تاثير ميگذارد و در شرايطي ديگر فرهنگ بر اقتصاد. در واقع در اين ديدگاه هم ديدگاه ماركس و هم ديدگاه وبر لحاظ شدهاست.77
د*وقتي شما از يك فراگرد سخن ميگوييد، عناصر ديگري هم جز اقتصاد و فرهنگ بايد در اين پروسه وجود داشته باشند، همين طور است؟77
د-بله انسان و فناوري دو عنصر ديگر اين فراگرد هستند.77
د*درباره طرز كار و حركت اين فراگرد بيشتر توضيح دهيد.77
د-عناصر اين فراگرد به ترتيب انسان، اقتصاد، فناوري و فرهنگ هستند كه از هر عنصر كه فراگرد را آغاز كنيم بار ديگر به همان عنصر نيز ختم ميشود. مثلا اگر از انسان آغاز كنيم بايد اين گونه بگوييم كه انسان با استفاده از روشهاي اقتصادي تخصيص منابع بر محيط خود تاثير ميگذارد و فناوري بوجود ميآورد اين فناوري بر فرهنگ تاثير گذار است و اين فرهنگ بار ديگر بر انسان تاثيرگذار است. يا اينكه اگر از اقتصاد شروع كنيم، بايد بگوييم كه كه شرايط اقتصادي بر ايجاد فناوريها موثر است كه اين فناوري بر فرهنگ اثر ميگذارد و اين فرهنگ هم بر انسان تاثير گذار است كه اين امر در تصميمهاي اقتصادي انسان براي شيوه تخصيص منابع تاثير ميگذارد. اگر فرايند را از فناوري و تكنولوژي آغاز كنيم هم همين چرخه وجود دارد. اول فناوري بر فرهنگ تاثير ميگذارد و بعدا اين فرهنگ بر انسان و تصميمهاي اقتصادي ميگيرد كه اين تصميمها بر ايجاد فناوريهاي جديد تاثير گذار است. براي اينكه فرهنگ را هم به عنوان اولين عنصر در نظر گرفته باشيم، اين فراگرد را از فرهنگ نيز ميتوانيم شروع كنيم به اين معنا كه اول فرهنگ بر انسان تاثير ميگذارد كه اين موجب ميشود انسان در تصميمهاي اقتصادي خود از فرهنگ متاثر باشد و اين تصميمهاي اقتصادي بر ايجاد فناوريها موثر است و اين فناوري هم بر فرهنگ اثر ميگذارد.77
د*فكر ميكنم منظور از اين فراگرد را فهميدم اما مثالي ميزنيد؟77
د-بله مثلا اين فراگرد به خوبي توضيح ميدهد كه چرا در كشورهاي اسلامي گوشت خوك توليد نميشود. واضح است كه در اين كشورها فرهنگ مصرف اين كالا وجود ندارد بنابراين حتي اگر به لحاظ اقتصادي هم مقرون به صرفه باشد، باز هم اين كالا توليد نميشود. يا اينكه چگونه تصميم براي گسترش شبكههاي ارتباطي بر فرهنگ اثر گذاري ميكند. روشن است كه اين تصميم موجب ابداع و گسترش وسايل ارتباطي مانند تلفن همراه يا شبكه اينترنت شدهاست و اين باعث ميشود فرهنگ جهاني بوجود آيد. بسياري از اين مثالها قابل طرح است. نكته مهم در اين فراگرد اين است كه تشخيص دهيم در كدام شرايط فرهنگ بر اقتصاد تاثير ميگذارد و در كدام شرايط بر عكس اقتصاد بر فرهنگ.77
د*براي اينكه بحث پراكنده نشود، اگر موافقيد، در ادامه بيشتر بر عوامل فرهنگي موثر بر اقتصاد بپردازيم و جامعه مورد بحث را ايران در نظر بگيريم.777
د- موافقم.77
د*چگونه سابقه تمدني جامعه ايراني، بر تصميمهاي فرهنگي و اقتصادي آنان تاثيرگذاشته است؟77
د-تاثير فرهنگ هفتهزارساله ايراني را رفتار روزمره آنان ميتوانيم مشاهده كنيم از طرف ديگر فرهنگ شيعي كه جنبه انسانيت اين فرهنگ را غنا بخشيده موجب شده، افراد براي پذيرش فناوري جديد آماده باشند. ما ميبينيم كه در اين فرهنگ فناوريهاي جديد به راحتي و به سرعت پذيرفته و بومي ميشوند. مثال روشن اين امر را در استفاده سنتيترين نهادهاي اجتماعي ما از شبكه جهاني اينترنت ميبينيم. اين در حالي است كه در بسياري از كشورها براي پذيرش فناوري جديد مشكل دارند و به راحتي نميتوانند آن را بپذيرند. اهميت "آموزش" نزد عامه مردم نكته مهم ديگري درباره ايرانيان است. همان طور كه ميبينيم حتي در فقيرترين طبقات جامعه افراد حاضر ميشوند براي بهرهمندي از آموزش هر بهايي را بپردازند و در اين زمينه همه سعي ميكنند به يكديگر كمك كنند. در واقع وجود اين فرهنگ پيشرفت علمي و فني كشور را در زمينههاي مختلف از جمله دانش هستهاي، نانوتكنولوژي و صنايع هوافضا موجب شده كه انعكاس اهميت اين امر را ميتوانيم در سندچشمانداز 20ساله كشور مشاهده كنيم، همانطور كه در اين سند پيشبيني شده كه در 20سال آينده، كشور بايد سرآمد منطقه به لحاظ فناوري باشد.77
د*اگر اين گونه است، چرا در زمينه توليد ما شاهد هستيم كه كيفيت كالاهاي ايراني از سطح مطلوبي برخوردار نيست؟
د-توليد كالاهايي كه كيفيت مناسبي ندارند دليل بر بياعتنايي توليدكنندگان به كيفيت محصولات نيست. در واقع آنان علاقهمندند كه كالاهايي را با بهترين كيفيت توليد كنند، كه فرش ايراني دليلي قاطع بر اين مدعاست. در واقع نداشتن ابزار و دانش كافي ز موجب ميشود در برخي موارد، كالاهاي ايراني از كيفيت لازم برخوردار نباشند. 77
د*در زمينه بهرهوري نيروي انساني چه طور، آيا قبول نداريد كه در اين زمينه در ايران مشكل داريم؟77
د- ما در ايران در زمينه بهرهوري نيروي انساني هم در بخش كارگر و هم در بخش مديريت مشكل داريم كه اين بيشتر به اين نكته بازميگردد كه در اين زمينه در ايران كار علمي صورت نگرفته و كارگران هم از آموزشهاي علمي و كاربردي بهره كافي نبردهاند و مديران ما هم دانش كافي براي استفاده از نيروي كار خود را ندارند. در واقع ما هنوز يك كار جدي براي ارتقاي فرهنگ كار گروهي خود انجام ندادهايم. كارگران و مديران ما ميخواهند كه بهرهوري داشته باشند اما راهش را نميدانند نيستند.
د*در اينجا ميخواهم درباره فعاليتهاي خودتان در زمينه ارتباط ميان فرهنگ و اقتصاد صحبت كنيد و اينكه در زمينه تاسيس خانه كيفيت كار تا كجا پيش رفتهاست؟77
د-من علاوه بر تدريس در زمينه فرهنگ و اقتصاد در دانشگاه، در زمان فعاليتم به عنوان نايب رييس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن تهران، طرحي به نام "هويت" را برنامهريزي كردم كه بر روي مقوله ارتباط فرهنگ و اقتصاد كار ميكرد و قصد داشتيم نمايشگاهي را برپا كنيم كه در آن به طراحيهاي صنعتي و طرحهاي فرهنگ در صنعت بپردازيم تا با تشويق براي فعاليت در اين باره، زمينه براي صادرات محصولات فرهنگي فراهم شود. متاسفانه با استيضاحي كه از هيات رييسه اتاق تهران صورت گرفت، اين طرح ناتمام ماند. اما پروژه ديگري كه با همكاري خانه صنعت و معدن آن را دنبال ميكنيم، تاسيس خانه كيفيت است كه فعلا در كنار خانه صنعت فعال است و هدف آن ايجاد ارتباط ميان مصرف كنندگان، توليدكنندگان و دولت است تا برقراري اين رابطه بتوانيم در جهت توليد محصولات با كيفيت در كشور تلاش كنيم. ما بر اين اعتقاديم كه اگر ميان اين سه نهاد ارتباطي موثر برقرار شود، سرانجام جامعه ايراني به جايي ميرسد كه خانه ايراني خانهاي باكيفيت باشد.7

0 Comments:
Post a Comment
<< Home