Tuesday, May 02, 2006

ارتباط توسعه و انسان در گفت‌وگو با دكتر فرزين

دكتر محمد علي فرزين نگرشي نو به توسعه را مطرح مي‌كند. مسووليتش در نمايندگي سازمان ملل متحد در تهران، آن طور كه در كارت ويزيتش نوشته شده، مدير طرح‌هاي توسعه، رييس گروه كاهش فقر، توسعه اقتصادي و مبارزه با گسترش ايدز است. محمد علي فرزين، انسان را محور توسعه مي‌داند و نگرشي را در اين زمينه ارايه مي‌كند كه بديع به نظر مي‌رسد. دليل بديع بودن نظرش درباره توسعه آن است كه از عناصر فرهنگ ايراني استفاده مي‌كند تا مفهوم توسعه انساني را توضيح دهد. او معتقد است كه فناوري از درون خرد انسان تراوش مي‌شود و انسان زماني به خرد دست مي‌يابد كه خود را شناخته باشد. دقت نظر او به عناصر معنوي و فرهنگي توسعه باعث شده‌است، مفاهيمي را در اين زمينه از يكديگر تفكيك كند كه به طور معمول ممكن است، يكي پنداشته ‌شوند، مثلا تفكيك مفهوم هوش از مفهوم خرد يا تفكيك دو مفهوم اقتصاد و توسعه. 777
د*آقاي دكتر، ديدگاه شما درباره توسعه ، ديدگاهي انسان محور است، چگونه ارتباط ميان توسعه و نگرش انسان‌ها را تبيين مي‌‌كنيد؟77
د- همانطور كه اشاره كرديد ما انسان را محور توسعه مي‌دانيم و اين به اين معني است كه انسان بايد توسعه يافته‌باشد تا بتواند محيط خود را توسعه دهد. در واقع انسان هم ايجاد كننده توسعه و هم هدف توسعه است. هدف اصلي تحقق توسعه پايدار انساني است كه اين توسعه بر پايه مفهوم انسان محوري قرار دارد؛ البته منظورم اين مفهوم انسان محوري مادي نيست، بلكه هدف برقراري ارتباط ميان دنياي برون و درون انسان است.77
د* در اين باره بيشتر توضيح دهيد، چگونه برقراري اين ارتباط مي‌تواند، به توسعه منتهي شود؟77
د-ببينيد، انسان بايد اول بايد داراي بينشي شود كه درون خود را بشناسد و نگرشي عميق درباره خود پيدا كند آن وقت است كه مي‌تواند، محيط خود را هم بشناسد و براي ايجاد تغيير در آن تلاش كند. در واقع فناوري از درون خرد چنين انساني سرچشمه مي‌گيرد. بسياري از افراد مي‌خواهند با استفاده از محفوظات يا پول خرج كردن به توسعه دستيابند در حالي كه آنچه توسعه ايجاد مي‌كند، از درون ما نشات مي‌گيرد نه از بيرون ما. در واقع اقتصاد براي توسعه لازم است ولي كافي نيست، چرا كه براي دستيابي به توسعه بايد علاوه بر اقتصاد به سه مسئله ديگر يعني مسايل اجتماعي، حكومت و محيط زيست هم توجه كرد. داشتن چنين نگرشي فراگير براي حركت به سوي توسعه ضروري است. به بيان ديگر بايد هر جامعه با استفاده از خرد افراد خود به تعامل و تعادلي مناسب ميان اين چهار عامل دستيابد. در واقع اينكه گفته مي‌شود هر جامعه مسير خاص خود براي توسعه را مي‌پيمايد، از همين امر سرچشمه مي‌گيرد كه بايد تركيب صحيحي از اين چهار عامل وجود داشته باشد تا توسعه پايدار محقق شود و دستيابي به اين تركيب جز با بازشناسي جهان رخ نمي‌دهد كه مقدمه شناخت جهان بيرون شناخت دنياي درون است.77
د*چنين نگرشي را مي‌توان در جامعه گسترش داد؟77
د- بله. با آموزش مي‌‌توان افراد را به جهتي هدايت كرد كه انديشه كنند و با بازشناسي خود و محيط خود را باز شناسي كنند. در واقع وظيفه نظام آموزشي پرورش خرد انسان است و رشد هوش انسان‌ها در مرحله بعدي قرار مي‌گيرد. وقتي كه ما هوش را ارتقا دهيم ولي به خرد نپردازيم، مي‌توانيم معادلات پيچيده را حل كنيم اما نمي‌توانيم فناوري ايجاد كنيم. حل معادلات پيچيده رياضي به تنهايي نمي‌تواند به توسعه پايدار منتهي شود در واقع يك فرد بايد به خود به اين امر نايل شود كه يك نظام منسجم وجود دارد كه اجزاي مختلف آن با هم مرتبطند؛ بنابراين او نمي‌توان به آن تك‌بعدي بنگرد، بلكه بايد با نگاهي فراگير و فرابخشي و با تمام وجود به مشاهد آن بپردازد.77
د*جايگاه سنت در اين باره چيست؟ شما نگرشي را مطرح مي‌كنيد كه عناصر سنتي فرهنگ ايراني همچون خرد و معرفت در آن برجسته است، اما مي‌دانيم كه در بسياري موارد عناصر سنتي در مقابل توسعه قرار مي‌‌گيرند و مانع آن مي‌شود، آيا واقعا سنت مي‌تواند به عنوان عاملي براي توسعه مطرح باشد؟77
د-البته نمي‌توان گذشته را ناديده گرفت و لازم است كه براي حفظ سنت‌ها تلاش كرد، اين امر نيز يك واقعيت است كه جامعه نمي‌تواند همواره در شرايطي كه از گذشته به او رسيده باقي بماند. در واقع براي حفظ سنت‌ها بايد پويايي را پذيرفت، چراكه جامعه‌اي كه در آن نتواند پويا باشد و خود را با شرايط جديد تطبيق دهد سنت‌هايش را هم از دست خواهد داد.البته پويايي اگر سالم باشد نيز سنت‌ها را در نظر مي‌گيرد.اين فرهنگ توسعه پايدار است كه به دليل جامع‌نگري اش گذشته، حال و آينده را در نظر مي‌گيرد.77
د* شما سنت‌ها را عواملي مهم در جهت نيل به توسعه مي‌دانيد اما چگونه‌است كه اين عوامل در حداقل برخي موارد، مانع تحقق اين امر مي‌شود؟77
د-تعصب زياد و نابجا مي‌تواند به عنوان مهم‌ترين عامل در اين زمينه مطرح باشد، البته نگراني از آينده نيز همواره وجود دارد و چون آينده به هر حال ناشناخته‌است. اين نگراني كه حركت به سوي آينده و تحولات با ابعاد گوناگون آن، سنت‌ها را نابود كند، ممكن است باعث شود كه سنت‌ها در مقابل تغييرات قرار گيرند. اما بايد اين نكته را هم در نظر بگيريم كه يكي از اركان فرهنگ توسعه، نترسيدن از اشتباه است. در طول تاريخ انسان‌ها وقتي كه شجاعت خطر كردن داشته‌اند و از اشتباهات نترسيد‌ه‌اند، توانسته‌اند پويا باشند، زيرا كوشش و خطا باعث كسب تجربه و حركت رو به جلو مي‌شود. 77
د*برمي‌گرديم به موضوعي كه در ابتدا مطرح كرديد، چگونه داشتن ديدي فراگير و كل‌نگر مي‌تواند به توسعه منتهي شود؟77
د- داشتن چنين ديدي كه در آن به همه عوامل توجه شده باشد از اين جهت مهم است كه پذيرش تنوع و درك آن موجب مي‌شود، به دركي جديد از جهان اطرافمان برسيم كه بر اساس آن به خودشناسي و عزت نفس دستيابيم. در واقع اين ديد جامعه را به فرهنگي سالم رهنمون مي‌كند كه با پذيرش انتقاد، در آن بجاي تضاد و تعصب‌هاي نابجا، گفتگو، تعامل، مهر و احترام به ديگران مطرح باشد.77
د*تاثير اقتصادي داشتن چنين امري چيست؟ مثلا وجود اين فرهنگ چگونه بر عملكرد اقتصادي انسان‌ها تاثير‌گذار است؟77
د- در جامعه‌اي كه افراد از چنين فرهنگ والايي بهره‌مند باشند، فرد به گروه خود اعتماد مي‌كند و با مسووليت پذيري از انجام وظايف كاري خود دريغ نمي‌كند، اما اگر احساس كند كه او را استثمار كرده‌اند از مسووليت مي‌گريزد. روشن است كه بايد براي اينكه فرد به اجتماع خود اعتماد كند بايد شرايط مناسب هم فراهم باشد.، مثلا قوانين و مقرراتي سالم حكم‌فرما باشد، در شرايط زيستي مناسب به سر برد و از لحاظ اقتصادي و اجتماعي در تنگنا نباشد. در واقع اين منظومه بايد بدرستي در حال حركت باشد تا فردي كه در تبادل با آن قرار دارد، نيز بتواند به شكلي صحيح فعاليت كند.77
د*اين شرايط فقط براي كارگر است يا كارفرما و سرمايه‌گذار را نيز شامل مي‌شود؟77
د- از اين منظر انسان مطرح است و تفاوتي ميان كارگر و كارفرما نيست، چراكه يك سرمايه‌گذار نيز در شرايطي به مسووليت‌هاي اجتماعي خود همچون آموزش نيروي كار ، توجه ميزان اشتغال در جامعه و توزيع عادلانه ارزش‌افزوده حاصل از فعاليت خود مي‌پردازد كه نظام اجتماعي وفرهنگي حاكم را هماهنگ و همراه با خود احساس كند و از آينده فعاليت خود مطمئن باشد. اما اگر شرايط نامناسبي وجود داشته باشد مثلا به دليل وجود عوامل اقتصادي تورم و نرخ بهره بالا و عوامل غير اقتصادي همچون قوانين نامناسب، سرمايه‌گذار احساس ناامني مي‌كند و نمي‌تواند به فعاليت خود بپردازد. به هر حال براي تحقق توسعه اقتصادي بالابردن ميزان ارزش افزوده ايجاد شده و توزيع مناسب آن، يك هدف محسوب مي‌شود اگر شرايط مناسب نباشد اين امر محقق نمي شود.

0 Comments:

Post a Comment

<< Home