Saturday, May 27, 2006

كيفيت، در مصاحبه با رييس پژوهشگاه استاندارد

دكتر بهروز رياحي رييس پژوهشگاه استاندارد و مدير كل سيستم‌هاي كيفيت موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران است، وي تحقق جامعه‌اي با كيفيت را در گرو وجود انسان‌هايي با كيفيت مي‌داند.77
س: آقاي دكتر، تلاش براي وقوع انقلاب كيفيتي به عنوان يكي از برنامه‌هاي اصلي موسسه استاندارد اعلام شده است، آيا اين يعني تاكنون در كشور، كيفيت چنان مورد بي‌توجهي بوده كه اكنون به يك انقلاب نياز داريم؟

Saturday, May 13, 2006

غنيمي‌فرد بيكاري را مشكلي فرهنگي مي‌داند

دكتر هادي غنيمي‌فرد رييس شوراي مركزي شبكه خانه‌هاي صنعت و معدن ايران، راه حل بسياري از مشكلات اقتصادي و صنعتي كشور را در فرهنگ مي‌بيند و معتقد است كه براي اينكه كشور به سوي توسعه حركت كند، بايد بسياري مسايل اقتصادي را از زاويه فرهنگي نگريست.77
وي حتي اقتصاد را به نحوي تعريف مي‌كند كه بتواند از آن تفسيري فرهنگي ارايه دهد و هدف علم اقتصاد را نيز هدفي فرهنگي مي‌داند. تعريف او از اقتصاد چنين است: اقتصاد روشي است براي راحت كردن اعاشه مردم به بهترين شكل ممكن.77
علاوه بر اين غنيمي‌فرد فرهنگ را هم به شكلي اقتصادي تعريف مي‌كند و آن را موضوعي مرتبط با نيازهاي بشري مي‌نگرد. وي در اين باره مي‌گويد: "پس از آنكه شكل زندگي انسان‌ها از حالت گروه‌هاي اوليه جامعه خارج شد و جوامع متمدن‌تر انساني شكل گرفتند، مسئله فرهنگ در جوامع مختلف مطرح شد. در واقع اصل بر اين است كه نيازهاي يك انسان در زندگي اجتماعي‌اش برطرف شود و اينكه اين نيازها به شكلي بر طرف مي‌شوند؟ و اينكه انسان امکانات خود را چگونه با نيازهاي خود تطبيق مي‌دهد، مسئله مهمي بود كه آن را بعدا به عنوان فرهنگ مطرح شد."77
وي براي اينكه نظرش را بهتر توضيح بدهد اضافه‌ مي‌كند كه فرهنگ مردم در جامعه موجب مي‌شود كه آنان براي بدست آوردن امكاناتي به خشونت متوسل شوند يا به تعامل روي آورند؛ علاوه بر اين، فرهنگ افراد روش آنان را براي تخصيص منابع براي توليد مشخص مي‌كند و از سوي ديگر چگونگي مصرف در جوامع نيز امري است كه از فرهنگ آنان نشات مي‌گيرد.77
وي با آوردن دو مثال در اين باره تاثير فرهنگ بر مصرف را شرح مي‌دهد. وي مي‌گويد:" اينكه در جامعه ما نان را به عنوان يك شي قابل احترام تلقي مي‌كنند و آب را مهريه حضرت زهرا (س) مي‌دانند و در حفظ آن از آلودگي تلاش مي‌كنند نشان دهنده آن است كه مردم ما ارزش نان و آب را در حيات بشري به خوبي درك كرده‌اند."77
وي معضل بيكاري را نيز از اين زاويه بررسي مي‌كند كه جامعه‌اي كه در آن بيكاري به نحو گسترده‌اي وجود دارد، داراي مشكلي فرهنگي است، چرا كه نتوانسته است از توانايي‌هاي افراد خود در توليد و صنعت و براي رفع نيازهاي خود استفاده كند.777
وي در اين باره مي‌گويد: "وجود 12درصد بيكاري در كشور، نشان دهنده اين امر است كه ما نتوانسته‌ايم از شرايط و امكانات خود استفاده كنيم و نكته مهم در اين زمينه آن است كه ما با وجود اين كه به عنوان ملتي وطن‌دوست در جهان شناخته شده‌ايم و اين علاقه خود را در طول تاريخ در دفاع از كشورمان نشان داده‌ايم، حال نمي‌توانيم از اين همبستگي خود براي رفع مشكل بيكاري استفاده كنيم. در واقع دليل اين امر آن است كه ما از فرهنگ و هويت خود فاصله گرفته‌ايم. "777
وي كه دليل اصلي بيكاري در كشور را مصرف كالاي خارجي مي‌داند، معتقد است اگر مردم به هويت ملي خود علاقه‌مند باشند، به اين نتيجه مي‌رسند كه براي ايجاد اشتغال بايد از كالاهاي توليد داخل استفاده كنند. وي دليل محقق نشدن اين امر را نيز دليلي فرهنگي مي‌داند و در بيان دلايل بوجود آمدن شرايط كنوني مي‌گويد: بعد از پايان جنگ افرادي سودجو مانع بهره‌مندي مردم از ظرفيت‌هاي فرهنگي خود شدند و از شرايطي كه در زمان جنگ براي مردم بوجود آمده بود و به دليل كمبود، دسترسي مردم به بسياري از محصولات مقدور نبود، استفاده كردند و آنان را به استفاده از كالاي وارداتي سوق دادند، در حالي كه با پايان جنگ شرايط توليد اين كالاها در كشور، فراهم بود و توليدكنندگان داخلي توان برطرف كردن نياز بازارهاي داخلي را داشتند. البته افزايش قيمت نفت دست دولت را براي خرج كردن ارزهاي بدست آمده باز گذاشته بود و بسيار از منابع ثروت كشور بجاي اينكه براي سرمايه‌گذاري هزينه شود، صرف واردات شد."77
غنيمي‌فرد آگاه كردن مردم از سابقه صنعتي كشور را از مهم‌ترين روش‌هايي مي‌داند كه مي‌تواند آنان را به سوي استفاده از كالاهاي داخلي سوق دهد. وي در اين باره به توليد «جام‌جم» در حدود سه‌ هزار سال پيش در ايران اشاره مي‌كند و مي‌گويد: اگر مردم بدانند كه ملت ايران همان ملتي است كه در طول تاريخ، از صنايع پيشرفته‌اي بهره‌مند بوده است و علاوه بر تامين نياز‌هاي خود، محصولاتش را به ديگر كشورها صادر مي‌كرده‌است، اكنون نيز به صنعت كشور خود اعتماد مي‌كنند و از محصولات آن استفاده مي‌كنند.77
وي حتي معتقد است كه مصرف كالاي داخلي آن قدر مهم است كه توليد بي‌كيفيت بعضی از كالاهاي ايراني، نيز نبايد مانع آن شود. وي در اين باره مي‌گويد: مصرف كالاي خارجي راه حل مناسبي براي اين مشكل نيست، بلكه بايد مصرف كنندگان با مراجعه به تشكل‌هاي مختلف همچون تشكل‌هاي مصرف‌كنندگان و تشكل‌هاي صنعتي، معايب يك محصول بدون كيفيت را به آنان گوشزد كنند و از صنعتگران ايراني بخواهند با در نظر گرفتن حقوق مصرف كنندگان به توليد كالايي بپردازند كه به عنوان يك توليدكننده به آن افتخار كنند.77
وي مشكلات فرهنگي مرتبط با اقتصاد را تنها به مصرف محدود نمي‌كند و معتقد است كه بسياري از تشكل‌هاي صنعتي نيز به دليل نداشتن فرهنگ تشكل‌گرايي نتوانسته‌اند به وظايف خود در اين زمينه عمل كنند و به مسايلي پرداخته‌اند كه كمكي به حل مشكلات صنعت كشور كمكي نمي‌كند.77
وي با آوردن مثالي در اين باره مي‌گويد: گاهي مشاهده مي‌شود در يك همايش كه با هدف بيان موانع توليد در كشور برگزار شده‌است، درباره "نقطه‌سربه‌سري" سخن به ميان آيد، در حالي كه وظيفه يك تشكل با يك موسسه آموزشي متفاوت است و نبايد فرصتي كه از گردهمايي مديران صنعتي بوجود آمده است، به هدر رود. در واقع وجود اين نوع اتلاف منابع در ميان برخي از تشكل‌ها را بايد در نبود فرهنگ تشكل‌گرايي ميان آنان جست‌وجو كرد.77
غنيمي‌فرد كه به ضعف‌هاي شورای صنعت و فرهنگ در نيل به اهداف خود اشاره مي‌كند وي مي‌گويد: هدف از چنين شورايي بايد " برقراري پيوندي صحيح ميان صنعت و فرهنگ" باشد در حالي كه اين شورا به مسايلي ديگر مي‌پرداخت، مسايلي كه ما با آنها مخالف نيستيم، اما معتقديم محل طرح آنها در آن شورا نبود. آن شورا داراي ظرفيت‌هايي بود كه مي‌توانست بسيار مفيد واقع شود، اما متاسفانه از آن استفاده نشد.77
وي برقراري ارتباط ميان صنعت و فرهنگ را به بازگشت جامعه به هويت خود وابسته مي‌داند و معتقد است كه راه‌هاي بازيابي اين هويت موضوعي مهم است كه بايد در اين شورا مورد بررسي قرار گيرد و بايد نقايصي كه در برقراري اين ارتباط بوجود آمده را برطرف كرد.77
غنيمي‌فرد باآوردن چند مثال منظور خود را اين گونه توضيح مي‌دهد: وقتي كه به يك اتومبيل آلماني يا ژاپني نگاه مي‌كنيم، يك شخصيت آلماني يا ژاپني تجسم مي‌شود، وقتي كه يك فرش ايراني را نيز مورد توجه قرار مي‌دهيم، مي‌توانيم شخصيت هنرمند ايراني را تداعي كنيم، اينكه چگونه اين امر اتفاق مي‌افتد همان موضوعي است كه بايد مورد بررسي قرار گيرد.777
وي كه تاثير اقتصاد بر فرهنگ را نيز موضوعي قابل توجه مي‌داند، اهميت تصميم‌گيري‌هاي اقتصادي را در وقوع فقر فرهنگي در يك جامعه را يادآوري مي‌كند و از مسوولان مي‌خواهد اين مسئله را مورد توجه ويژه قرار دهند.777

Tuesday, May 02, 2006

ارتباط توسعه و انسان در گفت‌وگو با دكتر فرزين

دكتر محمد علي فرزين نگرشي نو به توسعه را مطرح مي‌كند. مسووليتش در نمايندگي سازمان ملل متحد در تهران، آن طور كه در كارت ويزيتش نوشته شده، مدير طرح‌هاي توسعه، رييس گروه كاهش فقر، توسعه اقتصادي و مبارزه با گسترش ايدز است. محمد علي فرزين، انسان را محور توسعه مي‌داند و نگرشي را در اين زمينه ارايه مي‌كند كه بديع به نظر مي‌رسد. دليل بديع بودن نظرش درباره توسعه آن است كه از عناصر فرهنگ ايراني استفاده مي‌كند تا مفهوم توسعه انساني را توضيح دهد. او معتقد است كه فناوري از درون خرد انسان تراوش مي‌شود و انسان زماني به خرد دست مي‌يابد كه خود را شناخته باشد. دقت نظر او به عناصر معنوي و فرهنگي توسعه باعث شده‌است، مفاهيمي را در اين زمينه از يكديگر تفكيك كند كه به طور معمول ممكن است، يكي پنداشته ‌شوند، مثلا تفكيك مفهوم هوش از مفهوم خرد يا تفكيك دو مفهوم اقتصاد و توسعه. 777
د*آقاي دكتر، ديدگاه شما درباره توسعه ، ديدگاهي انسان محور است، چگونه ارتباط ميان توسعه و نگرش انسان‌ها را تبيين مي‌‌كنيد؟77
د- همانطور كه اشاره كرديد ما انسان را محور توسعه مي‌دانيم و اين به اين معني است كه انسان بايد توسعه يافته‌باشد تا بتواند محيط خود را توسعه دهد. در واقع انسان هم ايجاد كننده توسعه و هم هدف توسعه است. هدف اصلي تحقق توسعه پايدار انساني است كه اين توسعه بر پايه مفهوم انسان محوري قرار دارد؛ البته منظورم اين مفهوم انسان محوري مادي نيست، بلكه هدف برقراري ارتباط ميان دنياي برون و درون انسان است.77
د* در اين باره بيشتر توضيح دهيد، چگونه برقراري اين ارتباط مي‌تواند، به توسعه منتهي شود؟77
د-ببينيد، انسان بايد اول بايد داراي بينشي شود كه درون خود را بشناسد و نگرشي عميق درباره خود پيدا كند آن وقت است كه مي‌تواند، محيط خود را هم بشناسد و براي ايجاد تغيير در آن تلاش كند. در واقع فناوري از درون خرد چنين انساني سرچشمه مي‌گيرد. بسياري از افراد مي‌خواهند با استفاده از محفوظات يا پول خرج كردن به توسعه دستيابند در حالي كه آنچه توسعه ايجاد مي‌كند، از درون ما نشات مي‌گيرد نه از بيرون ما. در واقع اقتصاد براي توسعه لازم است ولي كافي نيست، چرا كه براي دستيابي به توسعه بايد علاوه بر اقتصاد به سه مسئله ديگر يعني مسايل اجتماعي، حكومت و محيط زيست هم توجه كرد. داشتن چنين نگرشي فراگير براي حركت به سوي توسعه ضروري است. به بيان ديگر بايد هر جامعه با استفاده از خرد افراد خود به تعامل و تعادلي مناسب ميان اين چهار عامل دستيابد. در واقع اينكه گفته مي‌شود هر جامعه مسير خاص خود براي توسعه را مي‌پيمايد، از همين امر سرچشمه مي‌گيرد كه بايد تركيب صحيحي از اين چهار عامل وجود داشته باشد تا توسعه پايدار محقق شود و دستيابي به اين تركيب جز با بازشناسي جهان رخ نمي‌دهد كه مقدمه شناخت جهان بيرون شناخت دنياي درون است.77
د*چنين نگرشي را مي‌توان در جامعه گسترش داد؟77
د- بله. با آموزش مي‌‌توان افراد را به جهتي هدايت كرد كه انديشه كنند و با بازشناسي خود و محيط خود را باز شناسي كنند. در واقع وظيفه نظام آموزشي پرورش خرد انسان است و رشد هوش انسان‌ها در مرحله بعدي قرار مي‌گيرد. وقتي كه ما هوش را ارتقا دهيم ولي به خرد نپردازيم، مي‌توانيم معادلات پيچيده را حل كنيم اما نمي‌توانيم فناوري ايجاد كنيم. حل معادلات پيچيده رياضي به تنهايي نمي‌تواند به توسعه پايدار منتهي شود در واقع يك فرد بايد به خود به اين امر نايل شود كه يك نظام منسجم وجود دارد كه اجزاي مختلف آن با هم مرتبطند؛ بنابراين او نمي‌توان به آن تك‌بعدي بنگرد، بلكه بايد با نگاهي فراگير و فرابخشي و با تمام وجود به مشاهد آن بپردازد.77
د*جايگاه سنت در اين باره چيست؟ شما نگرشي را مطرح مي‌كنيد كه عناصر سنتي فرهنگ ايراني همچون خرد و معرفت در آن برجسته است، اما مي‌دانيم كه در بسياري موارد عناصر سنتي در مقابل توسعه قرار مي‌‌گيرند و مانع آن مي‌شود، آيا واقعا سنت مي‌تواند به عنوان عاملي براي توسعه مطرح باشد؟77
د-البته نمي‌توان گذشته را ناديده گرفت و لازم است كه براي حفظ سنت‌ها تلاش كرد، اين امر نيز يك واقعيت است كه جامعه نمي‌تواند همواره در شرايطي كه از گذشته به او رسيده باقي بماند. در واقع براي حفظ سنت‌ها بايد پويايي را پذيرفت، چراكه جامعه‌اي كه در آن نتواند پويا باشد و خود را با شرايط جديد تطبيق دهد سنت‌هايش را هم از دست خواهد داد.البته پويايي اگر سالم باشد نيز سنت‌ها را در نظر مي‌گيرد.اين فرهنگ توسعه پايدار است كه به دليل جامع‌نگري اش گذشته، حال و آينده را در نظر مي‌گيرد.77
د* شما سنت‌ها را عواملي مهم در جهت نيل به توسعه مي‌دانيد اما چگونه‌است كه اين عوامل در حداقل برخي موارد، مانع تحقق اين امر مي‌شود؟77
د-تعصب زياد و نابجا مي‌تواند به عنوان مهم‌ترين عامل در اين زمينه مطرح باشد، البته نگراني از آينده نيز همواره وجود دارد و چون آينده به هر حال ناشناخته‌است. اين نگراني كه حركت به سوي آينده و تحولات با ابعاد گوناگون آن، سنت‌ها را نابود كند، ممكن است باعث شود كه سنت‌ها در مقابل تغييرات قرار گيرند. اما بايد اين نكته را هم در نظر بگيريم كه يكي از اركان فرهنگ توسعه، نترسيدن از اشتباه است. در طول تاريخ انسان‌ها وقتي كه شجاعت خطر كردن داشته‌اند و از اشتباهات نترسيد‌ه‌اند، توانسته‌اند پويا باشند، زيرا كوشش و خطا باعث كسب تجربه و حركت رو به جلو مي‌شود. 77
د*برمي‌گرديم به موضوعي كه در ابتدا مطرح كرديد، چگونه داشتن ديدي فراگير و كل‌نگر مي‌تواند به توسعه منتهي شود؟77
د- داشتن چنين ديدي كه در آن به همه عوامل توجه شده باشد از اين جهت مهم است كه پذيرش تنوع و درك آن موجب مي‌شود، به دركي جديد از جهان اطرافمان برسيم كه بر اساس آن به خودشناسي و عزت نفس دستيابيم. در واقع اين ديد جامعه را به فرهنگي سالم رهنمون مي‌كند كه با پذيرش انتقاد، در آن بجاي تضاد و تعصب‌هاي نابجا، گفتگو، تعامل، مهر و احترام به ديگران مطرح باشد.77
د*تاثير اقتصادي داشتن چنين امري چيست؟ مثلا وجود اين فرهنگ چگونه بر عملكرد اقتصادي انسان‌ها تاثير‌گذار است؟77
د- در جامعه‌اي كه افراد از چنين فرهنگ والايي بهره‌مند باشند، فرد به گروه خود اعتماد مي‌كند و با مسووليت پذيري از انجام وظايف كاري خود دريغ نمي‌كند، اما اگر احساس كند كه او را استثمار كرده‌اند از مسووليت مي‌گريزد. روشن است كه بايد براي اينكه فرد به اجتماع خود اعتماد كند بايد شرايط مناسب هم فراهم باشد.، مثلا قوانين و مقرراتي سالم حكم‌فرما باشد، در شرايط زيستي مناسب به سر برد و از لحاظ اقتصادي و اجتماعي در تنگنا نباشد. در واقع اين منظومه بايد بدرستي در حال حركت باشد تا فردي كه در تبادل با آن قرار دارد، نيز بتواند به شكلي صحيح فعاليت كند.77
د*اين شرايط فقط براي كارگر است يا كارفرما و سرمايه‌گذار را نيز شامل مي‌شود؟77
د- از اين منظر انسان مطرح است و تفاوتي ميان كارگر و كارفرما نيست، چراكه يك سرمايه‌گذار نيز در شرايطي به مسووليت‌هاي اجتماعي خود همچون آموزش نيروي كار ، توجه ميزان اشتغال در جامعه و توزيع عادلانه ارزش‌افزوده حاصل از فعاليت خود مي‌پردازد كه نظام اجتماعي وفرهنگي حاكم را هماهنگ و همراه با خود احساس كند و از آينده فعاليت خود مطمئن باشد. اما اگر شرايط نامناسبي وجود داشته باشد مثلا به دليل وجود عوامل اقتصادي تورم و نرخ بهره بالا و عوامل غير اقتصادي همچون قوانين نامناسب، سرمايه‌گذار احساس ناامني مي‌كند و نمي‌تواند به فعاليت خود بپردازد. به هر حال براي تحقق توسعه اقتصادي بالابردن ميزان ارزش افزوده ايجاد شده و توزيع مناسب آن، يك هدف محسوب مي‌شود اگر شرايط مناسب نباشد اين امر محقق نمي شود.