جدا شدن سازمان صنايع دستي از وزارت صنايع
جدا شدن سازمان صنايع دستي از وزارت صنايع و ادغام آن در سازمان ميراث فرهنگي از يكسو اين امر تغيير نگرش مسوولان درباره صنايع دستي را نشان ميدهد و از سوي ديگر تاثيرهاي اقتصادي اين تصميم را پيشروي صاحبنظران قرار ميدهد.77
صنايع دستي با توجه به اينكه از صنايع كاربر محسوب ميشوند، فرصتي براي ايجاد اشتغال را فراهم ميكنند كه با توجه به وجود مشكل بيكاري در كشور زمينه توجه مسوولان اقتصادي را بوجود آوردهاست.77
توسعه صنايع دستي به عنوان زمينه اي براي ايجاد اشتغال در مناطق محروم كشور نيز موضوع ديگري است كه همواره مد نظر بودهاست، چرا كه مهاجرت به شهرهاي بزرگ علاوه بر مشكلات اجتماعي، بر مشكلات اقتصادي كشور نيز افزودهاست و مهاجران اشتغال در مشاغل كاذب خود معضلي جديد را از اين نظر بوجود آوردهاند. از سوي ديگر بيتوجهي به صنايع دستي در مناطق محروم موجبات بروز مهاجرت بيرويه را فراهم كردهاست كه توجه به آن ميتواند زمينه مهاجرت را از ميان بردارد و اشتغال در مناطق محروم را رونق دهد.77
اگر بخواهيم مشكل يك بخش را از ديدگاهي اقتصادي، بررسي كنيم، ميتوانيم از دو زاويه عرضه يا تقاضا موضوع را به بررسي بگذاريم، زيرا بروز مشكل براي يك بنگاه اقتصادي، ميتواند از شرايط توليد محصول در آن بخش مورد بررسي باشد يا اينكه در زمينه مصرف آن بروز كرده باشد.77
صنايع دستي نيز از اين امر مستثني نيست و اگرچه مسوولان بيشتر ترجيح دادهاند كه طرف عرضه آن را بررسي كنند، اما به نظر ميرسد، مشكل بيشتر به طرف تقاضا و ميزان مصرف اين محصولات باز ميگردد.77
در واقع اكنون مشكلي كه بسياري از صنايع سنتي ايران را به خطر نابودي مواجه كردهاست، بوجود آمدن شرايطي است كه مصرف اين نوع محصولات را از رونق انداختهاست و به جز موارد معدودي كه گردشگران براي خريد اشياي زينتي و عتيقه ابراز علاقه ميكنند، در ساير موارد، مصرفكنندگان ايراني ديگر به مصرف اين محصولات رغبت نشان نميدهند. مثلا اكنون ظروف سفالي چندان مورد توجه مصرفكنندگان نيستند و انواع ظروف ملامين، استيل و شيشهاي(چيني) جايگزين اين محصولات شدهاند.77
در مورد محصولاتي همچون فرش نيز وضعيت به همين شكل قابل توجه است چرا كه فرشهاي ماشيني به نسبت فرشهاي دستباف بيشتر رضايت مصرفكنندگان را فراهم مي كنند و مصرف كننده ايراني كمتر به سراغ خريد فرش دستباف براي تامين مصارف معمولي خود ميرود.77
در واقع در اين فرايند برخي محصولات دستي ايراني از كالاي مصرفي معمولي به كالاهاي لوكس با مخاطبان خاص تبديل ميشود و محصولاتي كه قابليت تبديل به كالاي لوكس ندارند، نيز از گردونه مصرف خارج ميشوند.77
بنابراين مشكل صنايع دستي ايران را بايد بيشتر از زاويه مصرف محصولات اين بخش بررسي كرد تا از ديد توليدكنندگان اين محصولات. اگر صنايع دستي در سالهاي اخير با مشكلات جدي در دوام و بقاي خود گرفتار بودهاند، عمدتا به دليل كاهش توجه مصرف كنندگان به محصولات اين بخش بودهاست و با تغيير در سازمان دولتي ناظر و حامي اين بخش، نميتوان به حل مشكل اين بخش پرداخت.77
موضوع ديگري كه اكنون ميتوان از آن سخن گفت تغيير نگرش مسوولان به اين بخش اقتصادي است.اگر تغيير نگرش مديران كشور به صنايع دستي موجب انتقال آن از وزارت صنايع به سازمان ميراث فرهنگي باشد، اين امر بدان معنا خواهد بود كه آنان نيز پذيرفتهاند كه ديگر صنايع دستي نميتواند خود را با سازوكار اقتصادي و صنعتي رايج در فضاي كسب و كار ايران اداره كند و حيات اقتصادي خود را به پايان رساندهاست و اكنون بايد به عنوان موضوعي كه به تاريخ سپرده شدهاست به آن نگريست.77
به هرحال مشكل صنايع دستي كشور را بايد به طور ريشهاي بررسي كرد و انتقال امور آن از يك سازمان به سازماني ديگر به تنهايي نميتواند حل مشكلات اين بخش اقتصادي و فرهنگي را موجب شود.77
صنايع دستي بخشي از صنعت است كه در آن قدمت و هنر نيز وجود دارد و آن را از يك موضوع صرفا صنعتي فراتر ميبرد كه همين امر توجه بيشتر مسوولان به اين بخش را ميطلبد.77
صنايع دستي با توجه به اينكه از صنايع كاربر محسوب ميشوند، فرصتي براي ايجاد اشتغال را فراهم ميكنند كه با توجه به وجود مشكل بيكاري در كشور زمينه توجه مسوولان اقتصادي را بوجود آوردهاست.77
توسعه صنايع دستي به عنوان زمينه اي براي ايجاد اشتغال در مناطق محروم كشور نيز موضوع ديگري است كه همواره مد نظر بودهاست، چرا كه مهاجرت به شهرهاي بزرگ علاوه بر مشكلات اجتماعي، بر مشكلات اقتصادي كشور نيز افزودهاست و مهاجران اشتغال در مشاغل كاذب خود معضلي جديد را از اين نظر بوجود آوردهاند. از سوي ديگر بيتوجهي به صنايع دستي در مناطق محروم موجبات بروز مهاجرت بيرويه را فراهم كردهاست كه توجه به آن ميتواند زمينه مهاجرت را از ميان بردارد و اشتغال در مناطق محروم را رونق دهد.77
اگر بخواهيم مشكل يك بخش را از ديدگاهي اقتصادي، بررسي كنيم، ميتوانيم از دو زاويه عرضه يا تقاضا موضوع را به بررسي بگذاريم، زيرا بروز مشكل براي يك بنگاه اقتصادي، ميتواند از شرايط توليد محصول در آن بخش مورد بررسي باشد يا اينكه در زمينه مصرف آن بروز كرده باشد.77
صنايع دستي نيز از اين امر مستثني نيست و اگرچه مسوولان بيشتر ترجيح دادهاند كه طرف عرضه آن را بررسي كنند، اما به نظر ميرسد، مشكل بيشتر به طرف تقاضا و ميزان مصرف اين محصولات باز ميگردد.77
در واقع اكنون مشكلي كه بسياري از صنايع سنتي ايران را به خطر نابودي مواجه كردهاست، بوجود آمدن شرايطي است كه مصرف اين نوع محصولات را از رونق انداختهاست و به جز موارد معدودي كه گردشگران براي خريد اشياي زينتي و عتيقه ابراز علاقه ميكنند، در ساير موارد، مصرفكنندگان ايراني ديگر به مصرف اين محصولات رغبت نشان نميدهند. مثلا اكنون ظروف سفالي چندان مورد توجه مصرفكنندگان نيستند و انواع ظروف ملامين، استيل و شيشهاي(چيني) جايگزين اين محصولات شدهاند.77
در مورد محصولاتي همچون فرش نيز وضعيت به همين شكل قابل توجه است چرا كه فرشهاي ماشيني به نسبت فرشهاي دستباف بيشتر رضايت مصرفكنندگان را فراهم مي كنند و مصرف كننده ايراني كمتر به سراغ خريد فرش دستباف براي تامين مصارف معمولي خود ميرود.77
در واقع در اين فرايند برخي محصولات دستي ايراني از كالاي مصرفي معمولي به كالاهاي لوكس با مخاطبان خاص تبديل ميشود و محصولاتي كه قابليت تبديل به كالاي لوكس ندارند، نيز از گردونه مصرف خارج ميشوند.77
بنابراين مشكل صنايع دستي ايران را بايد بيشتر از زاويه مصرف محصولات اين بخش بررسي كرد تا از ديد توليدكنندگان اين محصولات. اگر صنايع دستي در سالهاي اخير با مشكلات جدي در دوام و بقاي خود گرفتار بودهاند، عمدتا به دليل كاهش توجه مصرف كنندگان به محصولات اين بخش بودهاست و با تغيير در سازمان دولتي ناظر و حامي اين بخش، نميتوان به حل مشكل اين بخش پرداخت.77
موضوع ديگري كه اكنون ميتوان از آن سخن گفت تغيير نگرش مسوولان به اين بخش اقتصادي است.اگر تغيير نگرش مديران كشور به صنايع دستي موجب انتقال آن از وزارت صنايع به سازمان ميراث فرهنگي باشد، اين امر بدان معنا خواهد بود كه آنان نيز پذيرفتهاند كه ديگر صنايع دستي نميتواند خود را با سازوكار اقتصادي و صنعتي رايج در فضاي كسب و كار ايران اداره كند و حيات اقتصادي خود را به پايان رساندهاست و اكنون بايد به عنوان موضوعي كه به تاريخ سپرده شدهاست به آن نگريست.77
به هرحال مشكل صنايع دستي كشور را بايد به طور ريشهاي بررسي كرد و انتقال امور آن از يك سازمان به سازماني ديگر به تنهايي نميتواند حل مشكلات اين بخش اقتصادي و فرهنگي را موجب شود.77
صنايع دستي بخشي از صنعت است كه در آن قدمت و هنر نيز وجود دارد و آن را از يك موضوع صرفا صنعتي فراتر ميبرد كه همين امر توجه بيشتر مسوولان به اين بخش را ميطلبد.77

0 Comments:
Post a Comment
<< Home